فصلنامه فرهنگی تربیتی "زنان و خانواده"

فصلنامه فرهنگی تربیتی "زنان و خانواده" (200)

طبقه بندي هاي فرزند

اين مقاله به مطالعه عوامل موثر بر طلاق در سطح استانهاي كشور با تاكيد بر عوامل اقتصادي بويژه ميزان بيكاري و تورم مي پردازد. در بخش ادبيات نظري به رويكردهاي اقتصادي و روانشناختي اشاره شده است. براي سنجش تاثير عوامل اقتصادي بر طلاق از متغيرهاي بيكاري و تورم استفاده شده است. ميزان شهرنشيني و تحصيلات عالي نيز به عنوان متغيرهاي كنترلي به الگو اضافه شده است. الگوي تجربي مورد استفاده براي تجزيه وتحليل داده ­ها، الگوي اقتصادسنجي از نوع الگوي داده هاي تابلويي از نوع تاثيرات ثابت است كه از داده هاي 28 استان كشور طي دوره زماني 1381 تا 1391 بهره مي گيرد. نتايج براوردهاي الگوي تجربي رابطه مثبت و معني داري بين طلاق و متغيرهاي مستقل تحقيق را نشان مي دهد به­ طوري كه با افزايش يك­درصد بيكاري، 134/0درصد طلاق افزايش يافته است. چنانكه تورم يك­درصد افزايش يابد، 133/0درصد طلاق افزايش مي­يابد. هم­چنين درصورتي كه ميزان تحصيلات عالي يك­درصد افزايش يابد، ميزان طلاق 13/0درصد افزايش، و درنهايت اگر ميزان شهرنشيني يك­درصد افزايش يابد، ميزان طلاق، 88/2درصد افزايش مي­يابد. نتايج براورد تاثيرات استان ها حكايت دارد كه عوامل ناشناخته در استان هاي كوچك و مذهبي همچون يزد و قم، تاثير مثبت و در استان هاي بزرگ مثل تهران و خراسان، تاثير منفي بر طلاق داشته است.

کليدواژگان: طلاق; تورم; بيكاري; الگوي داده هاي تابلويي

نویسنده:فائزه دلدار ، محمدعلي فلاحي

مقاله 6 ، سال 11 ، شماره 34

نويسندگان با استفاده از نظريات و روش هاي تحليل گفتماني تلاش مي­كنند تا در چشم­اندازي از تاريخ اجتماعي و سياسي معاصرِ جامعه ايران، عوامل الگوي خانواده مدرن مدني را به عنوان محصول و كفايت تجربي گفتمان جامعه مدني در سه سطح توصيفي، تفسيري و تبييني تحليل كنند. به اين منظور، در اين مقاله الگويي تركيبي (برامده از آراي فركلاف، لاكلاو و موفه) تنظيم و به ­كار گرفته شده است. در مجموع، مهمترين يافته­ ها و دستاوردهاي تحليلي و انتقادي مقاله عبارت است از: 1 ـ الگوي خانواده مدرن مدني تحت تاثير دو پارادايم «تفسيري» و «انتقادي» و برخي مباني معرفتي و نظري نظريه ­پردازاني همچون يورگن هابرماس و آنتوني گيدنز است. 2 ـ اين الگو بر محور مفاهيم «روابط و ارزش هاي دموكراتيك» و «اصالت فرد» مفصل­ بندي­ شده و دال مركزي آن «ارزش هاي جامعه مدني» است. 3 ـ خانواده مدرن مدني با اركان هويتي جامعه ايران (بويژه آموزه­ هاي اسلامي و فرهنگ ايراني) سازگاري و تناسب ندارد.

کليدواژگان: الگوي خانواده; خانواده مدرن مدني; جامعه مدني

نویسنده:ايمان عرفان منش ، سهيلا صادقي فسايي

مقاله5 ، سال 11 ، شماره 34

خريد و مصرف جزء انكارناپذيري از كنش هاي اجتماعي خانواده است و نقشي تعيين­ كننده در تخصيص منابع براي توليد انواع كالاها، شيوه توزيع آنها و هم­چنين توسعه اقتصادي، سياسي و اجتماعي دارد. چنانچه از ديد رفتار مصرف­ كننده به اين پديده نگريسته شود، الگوي مصرف و خريد مردم به عنوان يك پديده فرهنگي تلقي مي­شود كه ذيل مقوله سبك زندگي قابل تبيين و بررسي است. هدف اين مقاله بررسي رويكردهاي كلان در حوزه رفتار خريد و نيز تبيين نظريه­ هاي حوزه سبك زندگي كه به رفتار خريد اشاره دارد، است. با استفاده از روش تحليل محتواي جهت دار، پس از بررسي و مقايسه جامع الگوهاي مختلف رفتار خريد مصرف­ كننده مبتني بر سبك زندگي، منطق حاكم بر آنها استخراج شده و مورد بحث قرار گرفته و در نهايت عوامل دروني و محيطي موثر بر رفتار خريد با توجه به نقش كليدي سبك زندگي تبيين و ارائه شده است.

کليدواژگان: سبك زندگي; رفتار خريد; رفتار مصرف كننده; الگوي مصرف
   نویسنده:حامد نظرپور كاشاني ، وحيد خاشعي ، زهره دهدشتي شاهرخ ، محمود محمديان

مقاله4 ،سال 11 ، شماره 34

اين پژوهش با هدف بررسي اثربخشي آموزش هوش اخلاقي، معنوي و فرهنگي بر ابعاد عملكرد خانوادگي در زنان انجام شد. روش پژوهش نيمه آزمايشي و طرح آن از نوع پيش آزمون ـ پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماري شامل تمام زنان مراجعه كننده به مركز مشاوره شاهد و ايثارگر اسلام آباد غرب در سال 1392 بود. با استفاده از روش نمونه گيري در دسترس 20 نفر انتخاب و به صورت تصادفي در دو گروه ده نفري آزمايش و كنترل گمارده شدند. به گروه آزمايش بر اساس هوش اخلاقي، معنوي و فرهنگي با توجه به موضوعات، اهداف و پيشينه پژوهش طي ده جلسه آموزش داده شد. طول هر جلسه دو ساعت، تواتر جلسات به صورت هفته اي دو بار براي گروه آزمايش بود. ابزار پژوهش پرسشنامه عملكرد خانوادگي (FAD) بود. نتايج تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از تحليل كوواريانس چند متغيره (MANCOVA) نشان داد كه آموزش هوشهاي اخلاقي، معنوي و فرهنگي بر ابعاد عملكرد خانوادگي زنان (حل مسئله، نقشها، ارتباط، همراهي عاطفي، آميزش عاطفي و كنترل رفتار) تاثير معني داري داشته است. در كل، يافته ها لزوم گنجاندن برنامه آموزش هوش اخلاقي، معنوي و فرهنگي را در برنامه هاي آموزش خانواده و زوجين يادآور مي سازد.

کليدواژگان: هوش اخلاقي و معنوي و فرهنگي; عملكرد خانوادگي

نویسنده:محسن گل محمديان

مقاله3 ، سال 11 ، شماره 34

اين مطالعه با هدف تحليل روند تغييرات در تعاملات، سبكهاي حل تعارض و كيفيت زناشويي بر اساس سن ازدواج و طول مدت ازدواج زنان و مردان متاهل شهر قزوين صورت گرفته است. روش پژوهش از نوع توصيفي و تحليل روند است. روش نمونه­گيري، داوطلبانه است و 302 نفر (151 زن و 151 مرد)، از پنج نقطه شهر قزوين انتخاب شدند. براي گردآوري اطلاعات، پرسشنامه سبكهاي حل تعارض كردك (CRSI)، مقياس كيفيت زناشويي فرم بازنگري­شده (RDAS) و مقياس تعامل رابطه انجمن تگزاس (TTRIS) مورد استفاده قرار گرفت. نتايج تحليل روند نشان داد كه روند خطي معناداري بين زنان و مردان متاهل از حيث طول مدت ازدواج در متغيرهاي ابعاد تعامل (بجز بعد نظريات سازنده ايگو در گروه 5-1 سال)، سبكهاي حل تعارض و كيفيت زناشويي مشاهده نشد. نتايج هم­چنين نشان داد روند خطي معناداري بين گروه با سن ازدواج 19- 12 سال با ديگر گروه­هاي ازدواج­كرده بين سنين 30-20 و 40-30 سال در عوامل سبكهاي حل تعارض و روند غيرخطي معناداري در ابعاد تعاملات زناشويي مشاهده مي­شود. شيوه تعاملات و حل تعارضات بين زوجين به عنوان عوامل پيش­بين و موثر بر كيفيت زناشويي در گذر زمان دستخوش تغييرات و تحولات مي­شود و افرادي كه در سنين مختلف به ازدواج اقدام مي­كنند از چنين تحولات و تغييراتي در متغيرهاي مربوط به كيفيت زناشويي بركنار نيستند. توجه به چنين تحولاتي مي­تواند آمادگي لازم را براي رويارويي با وضعيت جديد در زوجين فراهم سازد.

کليدواژگان: تعاملات زناشويي; حل تعارض; كيفيت زناشويي; روند سن ازدواج

نویسنده:سيده فاطمه موسوي

مقاله2 ، سال 11، شماره 34

هدف اين پژوهش، اثربخشي آموزش الگوي ارتباط كلامي مبتني بر آيات قرآن كريم بر كاهش تعارضات مادر ـ دختر با سه گروه آزمايش و يك گروه گواه است؛ بدين منظور به روش نمونه­گيري خوشه اي از بين نواحي شهري شهرستان اصفهان يك ناحيه و سپس به صورت تصادفي از بين مدارس آن ناحيه، يك مدرسه (دبيرستان دوره اول دخترانه)، انتخاب، و از طريق فراخوان، دختران داراي تعارض با مادران خود انتخاب شده­اند. پس از مصاحبه و مشخص شدن تعارض والد ـ فرزند، 32 نفر از بين افراد انتخاب شدند و به صورت تصادفي در سه گروه آزمايش (گروه مادران، گروه دختران و گروه مادران ـ دختران) و يك گروه كنترل قرار گرفتند. از «مقياس شيوه­هاي تعارض اشتراس» براي اندازه­گيري ميزان تعارض در پيش آزمون و پس آزمون استفاده شد. سرانجام، داده ها به كمك تحليل كوواريانس تجزيه و تحليل شد. نتايج نشان داد كه آموزش الگوي ارتباط كلامي مبتني بر آيات قرآن كريم بر كاهش تعارضات مادر ـ دختر نوجوان شركت­كنندگان در گروه هاي آزمايش تاثير معني داري دارد. با توجه به يافته هاي پژوهش مي توان گفت كه ارائه الگوي ارتباط كلامي مبتني بر آيات قرآن كريم، شيوه مناسبي براي كاهش تعارضات مادر ـ دختر نوجوان است.

کليدواژگان: روابط كلامي; آيات قرآن كريم; تعارض مادر ، دختر; نوجوان

نویسنده:مريم قاسمي ، معصومه اسمعيلي ، سيد محمد كلانتر كوشه

مقاله 1 ، سال 11، شماره 34

هدف اصلي اين پژوهش بررسي نقش جنس و نقش هاي جنسيتي در خود كارآمدي رياضي است. روش تحقيق از نوع علي- مقايسه اي است. جامعه آماري شامل كليه دانش آموزان سال اول دبيرستان هاي شهرستان سقز است كه در سال تحصيلي 90-89، بر حسب آمار ارائه شده 4075 مي باشند. نمونه آماري تحقيق با حجم 200 نفر (100 نفر دختر و 100 پسر) به روش نمونه گيري تصادفي خوشه اي چند مرحله اي انتخاب گرديد. براي گردآوري اطلاعات از دو پرسشنامه استاندارد استفاده شد. پرسشنامه نقش جنسيتي «بم» كه ميزان پايايي براي آن از طريق ضريب آلفاي كرونباخ (76/0) به دست آمد. براي اندازه گيري خودكارآمدي رياضي از پرسشنامه (KD-RIS) استفاده شد. پايايي اين آزمون نيز 86/0 به دست آمد. براي تجزيه و تحليل داده ها از ميانگين، انحراف معيار، t مستقل، تحليل واريانس دو طرفه استفاده شد. براي تجزيه و تحليل داده ها از آمار توصيفي و آمار استنباطي از قبيل ميانگين، انحراف معيار، t مستقل، تحليل واريانس دو طرفه استفاده شد. يافته هاي پژوهش نشان مي دهد كه جنس موجب تفاوت در ميزان خودكارآمدي رياضي نمي شود(56/0=p) ، نقش جنسيتي موجب تفاوت در ميزان خودكارآمدي رياضي است(01/0>p) همچنين فرضيه مربوط به نقش تعامل جنس و نقش جنسيتي در ميزان خودكارآمدي رياضي رد شد(31/0=p). بنابراين مي توان بيان كرد كه آندروژني و خودكارآمدي دو تا خصوصيت مثبت هستند كه مي توانند همديگر را پيش بيني كنند يعني با احتمال زياد مي توان گفت افراد آندروژني نسبت به ساير گروه هاي (مردانگي، زنانگي) احتمالاً در تكميل تحصيلات به خصوص در رشته هاي مرتبط با رياضيات موفق تر خواهند بود.

کليدواژگان: جنس، نقش جنسيتي، خودكارآمدي رياضي

نویسنده:حمداله حبيبي ، ماريا فاطمي

مقاله 7 ، سال 10،شماره 33

زنان و مردان سازندگان اصلي خانواده ها هستند و خانواده سالم مناسب ترين زمينه كمال آن دو و تعالي فرد و جامعه است. هدف اين تحقيق نيز مقايسه نگرش جنسي نسبت به عوامل موثر بر تحكيم بنيان خانواده در بين اعضاي هيات علمي و كارمندان دانشگاههاي پيام نور استان همدان بود. پژوهش داراي رويكرد جامعه شناختي و روش پيمايشي است. ابزار گردآوري اطلاعات، پرسشنامه و روش نمونه گيري تصادفي ساده چند مرحله اي و حجم نمونه 192 نفر برآورد شد. پايايي متغير ها با استفاده از آلفاي كرونباخ 8/83% به دست آمد و اعتبار صوري از طريق داوري اساتيد جامعه شناسي و روانشناسي سنجيده شد. بر اساس يافته ها از نظر كاركنان، عوامل فرهنگي بيشترين همبستگي و اهميت را در تحكيم خانواده دارد(588/0 = R) و عوامل اجتماعي در درجه دوم (449/0 = R) و عوامل عاطفي در مرتبه سوم قرار مي گيرد (309/0 = R). زنان بيشتر عوامل اجتماعي و عاطفي و مردان بيشتر عوامل اقتصادي ( درآمد بالا) را در تحكيم بنيان خانواده موثر مي-دانند. هر دو جنس بر رعايت ادب و احترام و عشق متقابل تاكيد ويژه داشتند. نتايج نهايي نشان داد كه نگرش زنان و مردان نسبت به عوامل اجتماعي و عاطفي و اقتصادي، تاثيرگذار بر تحكيم خانواده يكسان نيست. اما نگرش آنها نسبت به عوامل فرهنگي، اعتقادي و سياسي يكسان است.

کليدواژگان: تحكيم خانواده; عوامل اجتماعي; عوامل عاطفي; عوامل فرهنگي; عوامل اعتقادي

نویسنده:اعظم خطيبي

مقاله 5 ، سال 19 ، شماره 33

در سالهاي اخير شاهد روند رو به رشد زناني هستيم كه به تنهايي مسئوليت زندگي خويش را به دوش مي كشند و به عنوان زنان سرپرست خانوار در جامعه معرفي مي شوند. شاخص هاي آماري نشان مي دهند كه رشد زنان سرپرست در كشور ما نيز در حال افزايش است. هدف از نگارش اين مقاله بررسي نقش اضطراب اجتماعي و خودباوري بر كارآفريني زنان سرپرست خانوار مي باشد. پژوهش حاضر از نوع تحقيقات كاربردي است و با توجه به ماهيت موضوع و اهداف پژوهش توصيفي – همبستگي (مبتني بر معادلات ساختاري) مي باشد. جامعه آماري اين پژوهش شامل كليه زنان سرپرست خانوار تحت حمايت كميته امداد امام خميني (ره) مديريت شهرستان اروميه است كه از ميان آنها 374 خانوار به روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي انتخاب شد و مورد مطالعه قرار گرفت. براي سنجش كارآفريني از پرسشنامه آلن، آر، كن يون(1992)، براي سنجش خودباوري از مقياس چن، گالي و ادن (2001) و همچنين از پرسشنامه واتسون و فرند1969) براي سنجش اضطراب اجتماعي استفاده شد. يافته ها ي پژوهش نشان مي دهد كه رابطه ي منفي معناداري ميان اضطراب اجتماعي و خودباوري زنان سرپرست خانوار تحت حمايت مديريت شهرستان اروميه در سطح معناداري 0.01 وجود دارد. يافته ها بيانگر وجود رابطه مثبت معنادار بين خودباوري و كارآفريني زنان سرپرست خانوار در سطح معناداري 0.01 است. همچنين يافته ها حاكي از نقش ميانجي خودباوري در رابطه ي بين اضطراب اجتماعي و كارآفريني مي باشد.

کليدواژگان: اضطراب اجتماعي، كارآفريني، خودباوري، زنان سرپرست خانوار، كميته امداد امام خميني (ره) ، مديريت اروميه

نویسنده:مريم رجبي ، محمد حسني ، پريسا تيما

مقاله 4 ،سال 10 ،شماره 33

هدف پژوهش حاضر بررسي رابطه ساختاري سلامت خانواده اصلي، طرحواره هيجاني، نظم دهي هيجان با رغبت به ازدواج در دانشجويان با نقش واسطه گري تمايزيافتگي خود بود. شركت كنندگان پژوهش 266 نفر از دانشجويان پسر دانشگاه خوارزمي بودند كه در سال تحصيلي 94-1393 مشغول به تحصيل بودند و با روش نمونه گيري تصادفي خوشه اي انتخاب شدند. پژوهش حاضر غيرآزمايشي از نوع همبستگي بود. ابزارهاي پژوهش پرسشنامه رغبت سنج ازدواج ، مقياس سلامت خانواده ي اصلي، پرسشنامه تمايز يافتگي خود، مقياس طرحواره هيجاني و مقياس نظم دهي هيجان بود. نتايج بدست آمده از تحليل مسير حاكي از آن بود كه داده هاي پژوهش با مدل پيشنهادي برازش كامل دارند و تمايزيافتگي در رابطه ي بين سلامت خانواده اصلي و طرحواره هيجاني با رغبت به ازدواج نقش واسطه اي دارد . بنابراين توجه به نتايج حاصل و كاربست آنها در برنامه هاي آموزش پيش از ازدواج و مداخله هاي رشدي و درماني مي تواند حائز اهميت باشد.

کليدواژگان: رغبت به ازدواج، تمايزيافتگي خود، سلامت خانواده اصلي، طرحواره هيجاني و نظم دهي هيجان

نویسنده:قادر نعيمي ، فهيمه پيرسافي ، مهدي عربزاده

مقاله 3 ، سال 10 ، شماره 33

صفحه1 از15