چکیده

گفتمان آيات قرآن كريم با چينش دقيق دال ها، تاليف بي نظير عبارت ها و درنتيجه، عمق مدلول ها سبب شده مفسران گوناگون بنا به توان علمي و رويكرد عقيدتي خود، تفسيرهاي گوناگوني از آيات ارائه دهند كه البته فقط خوانش درستي (تفسيري) پذيرفتني است كه مطابق با روح هدايتگر قرآن صورت گيرد. اين نوشتار در نظر دارد با روش توصيفي– تحليلي، به تحليل گفتمان آيات نخست (16-32) سوره مريم بپردازد كه به شخصيت حضرت مريم (س) در تعامل با عرف و عفاف توجه دارد. اين مقاله صورت هاي زباني و سطوح گوناگون معاني، بافت موقعيتي و سياق آيات را بررسي مي كند و ضمن تاكيد بر پيوند تنگاتنگ آيات از لحاظ ساختار متني مي كوشد با بهره از الگوهاي تحليل گفتمان، با استناد به خود آيات و گفتمان مطرح در آنها، به بازكاوي مفاهيم قرآني بپردازد. اين بررسي روشن مي سازد سازواره هاي زباني اين دسته از آيات در عين انسجام ساختاري وموضوعي، براساس فراكاركرد انديشگاني و بينافردي پايه ريزي شده اند.گفتمان مريم (س) جهت تحقق كنش ايماني وي در تعامل با عرف و تاكيد بر اهميت حفظ عفاف شكل گرفته است. در گفتمان اين بانوي نمونه، عفت و تعامل با عرف محور انسجام بخش عام و سازنده صورت هاي زباني و جهت دهنده كنش هاي گفتاري آيات محسوب مي شوند.

منتشرشده در مقالات

چکیده:

زمینه و اهداف: نتایج مطالعات نشان می دهد که گرچه هر یک از اعضای خانواده ها می توانند در معرض خشونت های خانوادگی قرار بگیرند ولی در این بین، زنان به واسطه ویژگیهای زیستی، خصوصیات روانی و باورهای فرهنگی مستمراٌ بیش از سایرین قربانی خشونت های خانوادگی بوده اند، بر این اساس، محققین در پژوهش حاضر سعی بر این داشته اند تا با بررسی کیفی مسأله خشونت در جامعه ایرانی، به تشریح عمیقتر چگونگی فرایند شکل گیری روزمره خشونت میان خانواده ها و پیامد های آن بر پیکر سلامت فرد و جامعه پرداخته باشند.

منتشرشده در مقالات

چکیده: 

آموزه «حجاب» در جامعه ايران به عنوان يک ضرورت اسلامي، هرچند در دوران پهلوي از نگاه حکومت به منزله يک مانع پيشرفت، محسوب مي شد و سياست حاکمان بر ترويج «فرهنگ برهنگي» استوار بود اما هرگز جامعه، حاضر به پذيرفتن آن نشد. از نگاه اين تحقيق، مدارس اسلامي تأسيس شده در دوران پهلوي دوم به عنوان يکي از نهادهاي تأثيرگذار و مهم از منظر سرمايه اجتماعي، در مقام شبکه هايي بودند که به دليل حاکم بودن هنجارهاي قوي همچون «حجاب» در آنها، از دو طريق موجب تقويت فرهنگ حجاب مي شدند. نخست اينکه، رعايت حجاب در اين مدارس به عنوان يک الزام براي دانش آموزان، موجب تقويت اين هنجار در ميان آنها و خانواده هايشان مي گرديد؛ دوم اينکه از آنجا که چنين شبکه هايي از منظر سرمايه اجتماعي بستر مناسبي براي همکاري اعتمادآميز به شمار مي آمدند در شبکه مدارس اسلامي نيز با وجود ساري بودن «هنجار حجاب» در آنها اقدامات جمعي کارآمدي مبتني بر فضاي همکاري، عليه سياست برهنگي رژيم شکل مي گرفت که به طور طبيعي موجب تقويت فرهنگ حجاب مي شد

منتشرشده در مقالات

حقوق انسانی همواره مورد مطالعه و توجه اندیشمندان بوده است چنان که مقولهء حقوق، منشأ خیزش حرکت های حق طلبانه و یا در نقطه مقابل مورد تحریف دستگاه های حاکم در نظام های دیکتاتوری قرار گرفته است روشن است که اگر خواسته باشیم فهرستی از حقوق هر یک از زن و مرد ارائه دهیم قبل از آن لازم است دیدگاه خود را از هویت هر یک بیان نماییم هیچ رهیافت عملی چه از زاویه حقوق و چه از سایر زوایا از نگاهی تئوریک و پیشین نسبت به انسان اعم از مرد و زن جدا نیست بر این اساس است که کنوانسیون محو تبعیض همانند سایر کنوانسیون های بین المللی ابتدا نگاه خود را به زن به عنوان موجودی مشابه مرد بیان می دارد و پس از بیان مبانی مورد نظر، قوانین و پیشنهادات خود را با تفسیر خاصی که از حقوق فطری و طبیعی دارد ارائه می نماید...

منتشرشده در مقالات

چکیده: 

در مقاله حاضر، آثار ريسک هاي اجتماعي بر ميزان نشاط اجتماعي زنان شهري و روستايي دليجان بررسي شده است. جمعيت نمونه پژوهش، 700 نفر از زنان (49-15 ساله) هشت منطقه شهرستان دليجان و شش روستاي تابعه آن (دهستان جوشق) بوده و اطلاعات حاصله با استفاده از فن پيمايش و تکميل پرسشنامه گردآوري شده است. بر اساس يافته هاي پژوهش، ميزان نشاط زنان مورد بررسي، بر حسب متغيرهاي زمينه اي و خانوادگي تغيير يافته است. از ميان ريسک هاي اجتماعي مورد بررسي، شامل گرايش و اقدام به خودکشي، طلاق و خشونت هاي خانوادگي، و ديررسي ازدواج، سطح تاثير ديررسي ازدواج بر نشاط زنان، کاملا معنادار بوده است. اين تاثير به طور خاص در مناطق روستايي بيشتر و واضح تر بوده است. اين تصور که مشارکت زنان در فعاليت هاي بيرون از خانه و گسترش دامنه انتخاب آن ها، بر ميزان نشاط ايشان مي افزايد، مورد تاييد قرار نگرفت که به احتمال بسيار زياد، حضور متغيرهاي فردي و اجتماعي ديگر مانند هزينه ها و دشواري هاي ناشي از پذيرش نقش هاي جديد و ديررسي ازدواج، جهت اين موضوع را تبيين مي کند. بر اساس يافته هاي تحليلي، در مناطق شهري، مقوله بيگانگي اجتماعي و در مناطق روستايي، احساس امنيت اجتماعي، بيشترين تاثير را در نشاط زنان داشته است.

منتشرشده در مقالات

این پژوهش با بهره‌گیری از مبانی نظری تئوری خودنظم‌بخشی برای حل مشکلات و ارتقاء رضایت زناشویی طراحی شده است. محتوای اساسی زوج درمانی خودنظم‌بخشی این است که خود زوجین (نه درمانگر) تغییرات طولانی مدتی را در رابطه-شان ایجاد کنند. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر زوج درمانی خودنظم‌بخشی کوتاه مدت بر افزایش رضایت زناشویی است. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیه زوجین مراجعه‌کننده به درمانگاه شهر بابلسر بوده و نمونه شامل 20 زوج که در بهـار و تـابستـان سال 1386 جهت دریافت کمک‌های تخصصی در زمینه مشاوره زناشویی مراجعه کرده بودند که به روش تصادفی ساده در گروه‌های آزمایش (10 زوج) و کنترل (10 زوج) جایگزین شدند. سپس آزمون رضایت زناشویی انریچ بر روی آن‌ها اجرا شد. یافته-های این تحقیق با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو طرفه (مانوا) نشان داد که زوج‌درمانی کوتاه‌مدت خودنظم‌بخشی بر افزایش رضایت زناشویی، سازگاری با شخصیت همسر، ارتباط، حل تعارض، رضایت‌مندی از اوقات فراغت، بهبود رابطه جنسی و رابطه با خویشاوندان و دوستان مؤثر می‌باشد، اما جنسیت آزمودنی‌ها تأثیری بر میزان اثربخشی درمان خودنظم‌بخشی ندارد. نتیجه‌گیری نهایی این است که شیوه فوق تأثیر به‌سزائی در افزایش رضایت زناشویی زوجین دارد و زوج-درمانگران می‌توانند نقش خودنظم‌بخشی را در حل تعارضات و افزایش رضایت زناشویی به‌عنوان عامل مهم در نظر بگیرند.

واژگان کلیدی

خودنظم‌بخشی، رضایت زناشویی، زوج‌درمانی

اين پژوهش با هدف بررسي تأثیر آموزش مديريت خشم بر ارتباط مادران با فرزندان کم‌توان ذهنی و دیرآموز صورت گرفته است. روش تحقيق شبه تجربي با طرح پيش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه گواه است. جامعه آماري شامل مادراني است که فرزندان آنان در دو مدرسه غیرانتفاعی ویژه دانش-آموزان کم‌توان‌ ذهني آموزش‌پذير و ديرآموز به تحصيل اشتغال دارند.نمونه آماري شامل 46 مادر بوده که با روش نمونه‌گيري در دسترس انتخاب و پس از همگن شدن براساس ويژگي‌هاي جمعيت‌شناختي در دو گروه آزمايشی و گواه جايگزين شدند. ابزار اندازه‌گيري، مقياس محقق ساخته ارزيابي خشم و پرسشنامه ارتباط والد ‌ـ ‌کودک است. گروه آزمايشی در هفت جلسه آموزش مديريت خشم مبتني بر رويکرد شناختي ـ رفتاري شرکت کردند. يافته‌هاي تحقيق با استفاده از روش تحليل کوواريانس تجزيه و تحليل شد. نتايج حاصله نشان داد که کاربرد تکنيک‌هاي مديريت خشم به کاهش خشم مادران و بهبود ارتباط آن‌ها با فرزندان منجر می‌شود.

واژگان کلیدی

دانش افزایی والدين، کنترل خشم، تعامل مادر و فرزند، عقب‌مانده ذهني آموزش‌پذير، ديرآموز

هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه بین طرحواره‌های ناسازگار اولیه و صمیمیت زناشویی در زوجین عادی است. در این پژوهش حوزه‌های طرحواره‌های اولیه متغیرهای پیش‌بین و ابعاد صمیمیت زناشویی متغیرهای ملاک بودند. 70 نفر (35 زوج) از بین کارکنان شرکت فولاد مبارکه اصفهان و همسرانشان به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند. نوع پژوهش توصیفی (همبستگی) است زوجین به‌طور جداگانه پرسشنامه صمیمیت زناشویی و پرسشنامه طرحواره یانگ (YSQفرم بلند) را تکمیل کردند. در پژوهش حاضر روش آماری همبستگی، تحلیل رگرسیون با شیوه ورود و گام به گام و تحليل واريانس چندمتغیره به‌کار برده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که بین طرحواره‌های ناسازگار اولیه با ابعاد صمیمیت زناشویی همبستگي منفی و معناداری وجود دارد، یعنی هرچه طرحواره‌ها ناسازگارتر می‌شوند صمیمیت زناشویی کاهش می‌یابد. هم‌چنین یافته‌های رگرسیون چندمتغیری بیانگر این نکته بوده‌اند که حوزه «محدودیت‌های مختل» مهم‌ترین پیش‌بینی-کننده صمیمیت زناشویی می‌باشد و به غیر از بعد «صمیمیت جنسی» برای سایر ابعاد صمیمیت زناشویی پیش‌بینی‌کننده معتبری است. از سوی دیگر قابل اشاره است که بین زنان و مردان از نظر طرحواره‌ها تفاوت معناداری وجود نداشته است و فقط در بعد صمیمیت بدنی نمرات مردان بیش از زنان بوده است. این بررسی نشان داد که طرحواره‌های مربوط به «محدودیت‌های مختل» که شامل استحقاق، بزرگ‌منشی و خویشتن‌داری ناکافی می‌باشد؛ بیشترین نقش را در عدم صمیمیت زناشویی ایفا می‌کنند.

واژگان کلیدی

طرحواره‌های ناسازگار اولیه، صمیمیت زناشویی، زوجین

پژوهش حاضر رابطه احساس تمایل و تقصیر بر استرس، افسردگی و اضطراب افراد متقاضی طلاق در دادگاه‌های خانواده شهرهای اصفهان و اراک را بررسي مي‌كند. نمونه این پژوهش شامل 237 نفر آزمودنی (147 زن و 89 مرد) است که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند ابزارهای به‌کار رفته در این پژوهش از پرسشنامه 21 سؤالی DASS و پرسشنامه‌ محقق ساخته سنجش تمایل و تقصیر در طلاق (آلفای کرونباخ آن‌ها 91/0 و60/0) استفاده شد. نتایج نشان داد رابطه معنا‌داری بین احساس تقصير و تمایل به جدایی با اضطراب و افسردگی وجود دارد و مشخص شد زنانی که تمایل به جدایی داشته‌اند از افسردگی کمتری رنج می‌برند. داشتن فرزند و درآمد بیشتر و تحصیلات بالاتر با کاهش میزان استرس، افسردگی و اضطراب در بین افراد مراجعه‌کننده برای طلاق رابطه داشت.

واژگان کلیدی

احساس تمایل و تقصیر، طلاق، استرس، اضطراب، افسردگی

مؤسسه‌زدایی از درمان بیماران روانی آن را به موضوعی خانوادگی تبدیل کرده است. نقش مراقبت از بیماران در خانواده، فرسودگی و اختلالات روان‌پزشکی را برای مراقبان به دنبال دارد. در تحقیق حاضر فرسودگی و سلامت روانی مراقبان در رابطه با شدت سایکوپاتـولوژی ـ نشانه‌های مثبت و منفی بیماری ـ مهارت‌های زندگی بیماران، دانش خانواده‌ها و خصوصیات جمعیت‌شناختی بیماران بررسی می‌شود. 117 بیمار اسکیزوفرنی و اعضاء خانواده آنان پرسشنامه‌های سلامت روانی GHQ-28، پرسشنامه آگاهی‌سنجی خانواده‌های مبتلایان به اسکیزوفرنیا، فرم کوتاه آزمون برنامه مصاحبه تجارب خانواده‌های بیماران روانی، آزمون سطح شناختی آلن و مقیاس علائم مثبت و منفی (PANSS) را تکمیل کردند. یافته‌ها نشان داد که نشانه‌های کلی سایکوپاتولوژی و مهارت‌های زندگی بیماران با فرسودگی مراقبان همبسته است، اما بین طول بیماری و آگاهی مراقبان با فرسودگی یا سلامت روانی آنان همبستگی معناداری بدست نیامد. ارائه آموزش، مهارت‌ها و یا منابع به خانواده اين بیماران، می‌تواند علاوه بر ارتقاء سلامت روانی و جسمی آن‌ها به بهبود عضو بیمار خانواده نیز کمک کند.

واژگان کلیدی

اسکیزوفرنی، فرسودگی، سلامت روانی، مراقب

صفحه1 از61