مقالات

مقالات (3459)

چکیده 

این جستار، بر آن است که شیوه های نقد زن سالارانه را در پهنهء ادب، به دست دهد، از همین روی پس از یاد کرد تاریخچه ای از فمینیسم، نشان می دهد که یک منتقد در دبستان ( مکتب) نقد زن سالارانه بایستی با یک اثر ادبی به چه شیوه و هنجاری برخورد کند نیز، برای بهتر نشان دادن روش نقد زن سالارانه (فمینیستی) با کند و کاو در سه اثر حماسی: شاهنامه، گرشاسب نامه و بهمن نامه به بررسی زنان در این سه شاهکار بی چون می پردازد، به سخنی دیگر زنان این سه اثر را به دبستان نقد زن سالارانه برده وا می گزارد...

چکیده

در جامعه اسلامی ما، حجاب به عنوان یک هنجار اجتماعی و اخلاقی مهم مطرح است. از سوی دیگر در نتیجه تغییرات اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران، شاهد تحولاتی در الگوهای ارزشی و هنجارهای رفتارهای فردی و اجتماعی هستیم که حجاب نیز به عنوان یک الگوی هنجاری تنظیم کننده پوشش و روابط زنان با مردان، از این تحولات برکنار نمانده است. در مقاله حاضر سعی شده است تا نگرش نمونه ای از دانشجویان دختر نسبت به حجاب با توجه به حجاب جایز و حدود آن در جنبه بدن و حجم آن، زینت و آرایش و رابطه حجاب با نجابت زن و نیز تمایل به معیارهای غربی بررسی شود. نتایج کلی بیان گر آن است که نگرش دختران به حجاب اسلامی به طور کلی مثبت است که میزان آن با پایگاه اجتماعی خانواده، مذهبی بودن والدین و نوع پوشش های دوستان و میزان استفاده از رسانه های جمعی و کالاهای فرهنگی و میزان پیروی از گروه های مرجع، به لحاظ آماری رابطه معناداری دارد.

چكيده
اگرچه زن و مرد در جوهر و ماهيت انسانيت يكسانند و تمايزى در حقيقت و نوع آنها نيست، ولى تفاوت‏هايى نيز با يكديگر دارند كه به ويژگى ‏هاى جسمانى و روانى آنها بازمى‏ گردد، به‏ گونه‏اى كه تفاوت طبيعى و تكوينى ميان زن و مرد، مطلبى غيرقابل انكار است. دين اسلام با حضور زن در جامعه مخالف نمى‏ باشد، اما براى حضور زن در جامعه شرايطى براساس ويژگى‏ هاى طبيعى زن (جسمى، روحى و...) و نوع كشش و ارتباطى كه ميان مرد و زن وجود دارد معين كرده است. هدف از اين پژوهش، به دست آوردن ملاك‏ها و معيارهايى است كه اسلام درباره حضور اجتماعى زن بيان كرده است. بنابراين، اين پژوهش تلاش دارد با روش اسنادى و مطالعه آيات و روايات، به بيان ويژگى‏ ها و ملاك‏هاى حضور اجتماعى زنان بپردازد. در اين تحقيق، به چهار معيار اصلى (پوشش و لباس زنان، حفظ حريم‏ها و فاصله‏ها، عدم تبرج، و كنترل نگاه) براى حضور اجتماعى زنان پرداخته شده است كه هركدام داراى مؤلفه‏ هايى مى‏ باشند.

چکیده

نقش مؤثر زنان در مناسبات و روابط سیاسی ـ اجتماعی جامعه ی امروز، یک امری انکارناپذیر است. آنان حتی در صورتی که خانه¬نشین نیز باشند، با توجه به نقش فراوانی که در مقام مادر در تربیت نسل آینده بشر و در مقام همسر در فراهم ساختن محیط مناسب و آرام برای مردان دارند، دارای نقش مهم در عرصه¬های مختلف جامعه می باشند. متأسفانه! در تاریخ بشر فداکاری¬های زنان در خانواده و اجتماع، در ارزیابی ها اکثراً مورد بی توجهی و فراموشی قرار گرفته است. اما دین مبین اسلام به عنوان یک دین واقع گرا و عدالت محور، قرن¬ها قبل ضمن تأکید فراوان بر هویت انسانی زن، حقوق وی را نیز در عرصه¬های مختلف خانواده و اجتماع، به رسمیت شناخت. لیکن در اثر عوامل گوناگون آموزه های الهی و انسانی این دین حنیف، راجع به مسایل زنان دستخوش سوء برداشت¬ها قرار گرفته و از تحجرگرایی دین و رسومات خرافی ملل مسلمان تأثیر پذیرفت. تحت تأثیر همین عوامل، برخی از فقها نسبت به هرگونه حضور سیاسی ـ اجتماعی زنان نگاه منفی اتخاذ نموده و نظریه ی منع مطلق را ارائه کرده اند. آنان، بدور از جامع نگری و بدون توجه به مبانی فکری دین مبین اسلام، با مستمسک قرار دادن ظاهر برخی از آیات و روایات، تلاش کرده اند، نظریه ی منع مطلق زنان از حضور در اجتماع را صبغه ی اسلامی و دینی بخشند.\r\nخوشبختانه! در نقطه ی مقابل آنان، فقیهان ژرف اندیش و آگاه نسبت به مسائل جهان و زمان، همواره کوشیده اند از سویی با رد منطقی دلایل سست بنیان طرفداران نظریه ی منع مطلق، اسلام را از نگاه کم بینانه و تحقیرآمیز نسبت به زنان تبرئه کنند. از سوی دیگر، با رجوع به منابع اصیل اسلامی، نگاه واقع بینانه و تناسب محور اسلام را به دور از هرگونه انفعال و تأثیرپذیری از فرهنگ های بیگانه تبیین نمایند. از نظر فقیهان اجتهادگرا، از سویی توجه جامع و متوازن نسبت به نظام فکری، منابع دینی و آموزه¬های اسلامی، ضروری است. از سوی دیگر نمی توان از عنصر مهم زمان و مکان در استنباط احکام از منابع دینی، چشم پوشی نمود. حال با توجه به نظام های سیاسی جدید در بسیاری از کشورها، از جمله افغانستان، سؤال های درون دینی فراوانی برای جوانان پرسشگر، بخصوص دختران تحصیل کرده، وجود دارد. از جمله این که آیا حضور زن در ساختار نظام سیاسی و بخصوص در ریاست ها مدیریت¬های کلان حکومتی مشروع است؟ حدود حضور سیاسی ـ اجتماعی زنان چیست؟ فقهای شیعه در این موضوع چه نظر دارند؟ و ... این نوشتار در پی آن است که به این پرسش ها (با تمرکز بر پرسش اخیر) پاسخ دهد.

هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش معنوی و انعطاف پذیری کنشی با نگرانی از تصویر ذهنی بدن و خودکارآمدی دانشجویان دختر رشته تربیت بدنی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز بود. تعداد آزمودنی ها 100 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. طرح تحقیق از نوع همبستگی بود جهت گردآوری داده ه از پرسشنامه هوش معنوی معنوی امرام و درایر ) 2007مقیاس انعطاف پذیری کنشی کانر و دیویدسون ) 2003 (، پرسشنامه تصویر ذهنی بدن لیتلتون و همکاران ) 2005 ( و خودکارآمدی عمومی شرر و آدامز ) 1983 (استفاده شد. برای تحلیل داده ها از همبستگی کانونی استفاده شد. نتایج نشان داد که: هوش معنوی و انعطاف پذیری کنشی با تصویر ذهنی بدنی و خودکارآمدی در دو بعد به طور معنی داری و به صورت دو سویه )کانونی( همبسته بودند و قوی ترین رابطه بین هوش معنوی از متغیرهای مجموعه اول و خودکارآمدی از متغیرهای مجموعه دوم بودند
کلیدواژه ها
هوش معنوی؛ انعطاف پذیری کنشی؛ نگرانی از تصویر بدن؛ خودکارآمدی

صفحه1 از692