مقالات

مقالات (2944)

چکیده: 

در مقاله حاضر، آثار ريسک هاي اجتماعي بر ميزان نشاط اجتماعي زنان شهري و روستايي دليجان بررسي شده است. جمعيت نمونه پژوهش، 700 نفر از زنان (49-15 ساله) هشت منطقه شهرستان دليجان و شش روستاي تابعه آن (دهستان جوشق) بوده و اطلاعات حاصله با استفاده از فن پيمايش و تکميل پرسشنامه گردآوري شده است. بر اساس يافته هاي پژوهش، ميزان نشاط زنان مورد بررسي، بر حسب متغيرهاي زمينه اي و خانوادگي تغيير يافته است. از ميان ريسک هاي اجتماعي مورد بررسي، شامل گرايش و اقدام به خودکشي، طلاق و خشونت هاي خانوادگي، و ديررسي ازدواج، سطح تاثير ديررسي ازدواج بر نشاط زنان، کاملا معنادار بوده است. اين تاثير به طور خاص در مناطق روستايي بيشتر و واضح تر بوده است. اين تصور که مشارکت زنان در فعاليت هاي بيرون از خانه و گسترش دامنه انتخاب آن ها، بر ميزان نشاط ايشان مي افزايد، مورد تاييد قرار نگرفت که به احتمال بسيار زياد، حضور متغيرهاي فردي و اجتماعي ديگر مانند هزينه ها و دشواري هاي ناشي از پذيرش نقش هاي جديد و ديررسي ازدواج، جهت اين موضوع را تبيين مي کند. بر اساس يافته هاي تحليلي، در مناطق شهري، مقوله بيگانگي اجتماعي و در مناطق روستايي، احساس امنيت اجتماعي، بيشترين تاثير را در نشاط زنان داشته است.

این پژوهش با بهره‌گیری از مبانی نظری تئوری خودنظم‌بخشی برای حل مشکلات و ارتقاء رضایت زناشویی طراحی شده است. محتوای اساسی زوج درمانی خودنظم‌بخشی این است که خود زوجین (نه درمانگر) تغییرات طولانی مدتی را در رابطه-شان ایجاد کنند. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر زوج درمانی خودنظم‌بخشی کوتاه مدت بر افزایش رضایت زناشویی است. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیه زوجین مراجعه‌کننده به درمانگاه شهر بابلسر بوده و نمونه شامل 20 زوج که در بهـار و تـابستـان سال 1386 جهت دریافت کمک‌های تخصصی در زمینه مشاوره زناشویی مراجعه کرده بودند که به روش تصادفی ساده در گروه‌های آزمایش (10 زوج) و کنترل (10 زوج) جایگزین شدند. سپس آزمون رضایت زناشویی انریچ بر روی آن‌ها اجرا شد. یافته-های این تحقیق با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو طرفه (مانوا) نشان داد که زوج‌درمانی کوتاه‌مدت خودنظم‌بخشی بر افزایش رضایت زناشویی، سازگاری با شخصیت همسر، ارتباط، حل تعارض، رضایت‌مندی از اوقات فراغت، بهبود رابطه جنسی و رابطه با خویشاوندان و دوستان مؤثر می‌باشد، اما جنسیت آزمودنی‌ها تأثیری بر میزان اثربخشی درمان خودنظم‌بخشی ندارد. نتیجه‌گیری نهایی این است که شیوه فوق تأثیر به‌سزائی در افزایش رضایت زناشویی زوجین دارد و زوج-درمانگران می‌توانند نقش خودنظم‌بخشی را در حل تعارضات و افزایش رضایت زناشویی به‌عنوان عامل مهم در نظر بگیرند.

واژگان کلیدی

خودنظم‌بخشی، رضایت زناشویی، زوج‌درمانی

اين پژوهش با هدف بررسي تأثیر آموزش مديريت خشم بر ارتباط مادران با فرزندان کم‌توان ذهنی و دیرآموز صورت گرفته است. روش تحقيق شبه تجربي با طرح پيش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه گواه است. جامعه آماري شامل مادراني است که فرزندان آنان در دو مدرسه غیرانتفاعی ویژه دانش-آموزان کم‌توان‌ ذهني آموزش‌پذير و ديرآموز به تحصيل اشتغال دارند.نمونه آماري شامل 46 مادر بوده که با روش نمونه‌گيري در دسترس انتخاب و پس از همگن شدن براساس ويژگي‌هاي جمعيت‌شناختي در دو گروه آزمايشی و گواه جايگزين شدند. ابزار اندازه‌گيري، مقياس محقق ساخته ارزيابي خشم و پرسشنامه ارتباط والد ‌ـ ‌کودک است. گروه آزمايشی در هفت جلسه آموزش مديريت خشم مبتني بر رويکرد شناختي ـ رفتاري شرکت کردند. يافته‌هاي تحقيق با استفاده از روش تحليل کوواريانس تجزيه و تحليل شد. نتايج حاصله نشان داد که کاربرد تکنيک‌هاي مديريت خشم به کاهش خشم مادران و بهبود ارتباط آن‌ها با فرزندان منجر می‌شود.

واژگان کلیدی

دانش افزایی والدين، کنترل خشم، تعامل مادر و فرزند، عقب‌مانده ذهني آموزش‌پذير، ديرآموز

هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه بین طرحواره‌های ناسازگار اولیه و صمیمیت زناشویی در زوجین عادی است. در این پژوهش حوزه‌های طرحواره‌های اولیه متغیرهای پیش‌بین و ابعاد صمیمیت زناشویی متغیرهای ملاک بودند. 70 نفر (35 زوج) از بین کارکنان شرکت فولاد مبارکه اصفهان و همسرانشان به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند. نوع پژوهش توصیفی (همبستگی) است زوجین به‌طور جداگانه پرسشنامه صمیمیت زناشویی و پرسشنامه طرحواره یانگ (YSQفرم بلند) را تکمیل کردند. در پژوهش حاضر روش آماری همبستگی، تحلیل رگرسیون با شیوه ورود و گام به گام و تحليل واريانس چندمتغیره به‌کار برده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که بین طرحواره‌های ناسازگار اولیه با ابعاد صمیمیت زناشویی همبستگي منفی و معناداری وجود دارد، یعنی هرچه طرحواره‌ها ناسازگارتر می‌شوند صمیمیت زناشویی کاهش می‌یابد. هم‌چنین یافته‌های رگرسیون چندمتغیری بیانگر این نکته بوده‌اند که حوزه «محدودیت‌های مختل» مهم‌ترین پیش‌بینی-کننده صمیمیت زناشویی می‌باشد و به غیر از بعد «صمیمیت جنسی» برای سایر ابعاد صمیمیت زناشویی پیش‌بینی‌کننده معتبری است. از سوی دیگر قابل اشاره است که بین زنان و مردان از نظر طرحواره‌ها تفاوت معناداری وجود نداشته است و فقط در بعد صمیمیت بدنی نمرات مردان بیش از زنان بوده است. این بررسی نشان داد که طرحواره‌های مربوط به «محدودیت‌های مختل» که شامل استحقاق، بزرگ‌منشی و خویشتن‌داری ناکافی می‌باشد؛ بیشترین نقش را در عدم صمیمیت زناشویی ایفا می‌کنند.

واژگان کلیدی

طرحواره‌های ناسازگار اولیه، صمیمیت زناشویی، زوجین

پژوهش حاضر رابطه احساس تمایل و تقصیر بر استرس، افسردگی و اضطراب افراد متقاضی طلاق در دادگاه‌های خانواده شهرهای اصفهان و اراک را بررسي مي‌كند. نمونه این پژوهش شامل 237 نفر آزمودنی (147 زن و 89 مرد) است که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند ابزارهای به‌کار رفته در این پژوهش از پرسشنامه 21 سؤالی DASS و پرسشنامه‌ محقق ساخته سنجش تمایل و تقصیر در طلاق (آلفای کرونباخ آن‌ها 91/0 و60/0) استفاده شد. نتایج نشان داد رابطه معنا‌داری بین احساس تقصير و تمایل به جدایی با اضطراب و افسردگی وجود دارد و مشخص شد زنانی که تمایل به جدایی داشته‌اند از افسردگی کمتری رنج می‌برند. داشتن فرزند و درآمد بیشتر و تحصیلات بالاتر با کاهش میزان استرس، افسردگی و اضطراب در بین افراد مراجعه‌کننده برای طلاق رابطه داشت.

واژگان کلیدی

احساس تمایل و تقصیر، طلاق، استرس، اضطراب، افسردگی

صفحه1 از589