مقالات

مقالات (3545)

یکشنبه, 08 اسفند 1395 ساعت 21:46

زن و بلوغ قدرت سياسی

نوشته شده توسط

امروزه با پيشرفت فكري بشر، نوع جديدي از رقابت و ستيز در جهان رخ نموده و جوامع را از صورت مقابله مستقيم به سوي مقابله هاي غيرمستقيم (فرهنگي) كشانده است. در اين مقابله، ترسيم نظام دفاع فكري يا توان مقابله فرهنگي با دشمن مهم است. متفكران اجتماعي زنان را جزو كارامدترين اقشار در تشخيص توان دفاعي هر ملت مي دانند. به همين دليل، استكبار جهاني در طراحي سياست هاي استعماري خود، از مسائل زنان براي همراه نمودن مردم جهان با مقاصد خود كمك گرفته است.
اما زنان در كشورهاي اسلامي، داراي دو قدرت مديريت پنهان (در خانواده) و تربيت نيروي انساني (در اجتماع) مي باشند. مؤيد اين رسالت، لباس الهي آنان (حجاب اسلامي) است. اين لباس نه تنها آزادگي زنان مسلمان را اثبات مي كند، بلكه قدرت بالقوه آنان را در اقتدار فرهنگي و رشد اجتماعي نشان مي دهد. مهم، رساندن اين قدرت به بلوغ واقعي خود است; زيرا جهان مستعد است تا با درك صحيحي از اين لباس آن را قدرتي تلقي نمايد كه تحت لوايش اقتدار، استقلال فكري و ساماندهي عقلاني فعاليت هاي انساني صورت مي گيرد.

کليدواژگان: قدرت ، ابزارهاي محسوس و نامحسوس قدرت ، توهم قدرت ، برد قدرت ، توجيه قدرت و بلوغ قدرت

موضوع «زنان» به عنوان نيمي از منابع انساني جامعه و حقوق و مشاركت اجتماعي آنان، همواره يكي از مباحث قابل بررسي در موضوعات جامعه مدني و فرايند توسعه و نوسازي جوامع بوده است. ميزان و نحوه مشاركت اين پتانسيل عظيم انساني در فرايندهاي اجتماعي، بي شك تاثير چشمگيري در ترقي و توسعه جوامع داشته است.
در جهت آموزه تحقق و توسعه نظام جمهوري اسلامي، ما نيازمند تحقيق و تدوين فرايند مشاركت زنان در تحقيق و توسعه نظام، در قالب يك الگوي بنيادين، جامع، اصولگرا، روشمند، روزآمد و كارا هستيم.
در اين مقاله كوتاه، اصول، آرمان ها، سياست ها و راهبردهاي مشاركت اجتماعي زنان از منظر اصول مديريت راهبردي حضور زن در فرايند توسعه، به گونه اي فهرستوار مرور مي شوند.

کليدواژگان: زن و مشاركت اجتماعي ، زن و آرمان اجتماعي ، زنان و سياست هاي توسعه انساني ، زنان و راهبردهاي توسعه پايدار
   

یکشنبه, 08 اسفند 1395 ساعت 21:41

زن و ادبيات سياسی ايران

نوشته شده توسط

x    زن به عنوان نيمه دوم خلقت انساني، از آغاز آفرينش بشري، همواره در اساطير و فرهنگ ها در تاريخ و ادب و هنر ايران و ساير كشورهاي جهان، از جهات گوناگون سهم بسزايي داشته و نقش هاي سياسي، تاريخي، فرهنگي و اجتماعي از خود بروز داده است. گرچه زناني هم بوده اند كه چهره تاريخ را سياه كرده و دامن بشريت را آلوده ساخته اند.
در تاريخ و ادب ايران، از آغاز، زنان تاريخ ساز، حاكم، قهرمان، عالم، شاعر، نويسنده و هنرمند در كنار مردان بسيار بوده اند، اما آنچه در اين مقاله درخور توجه مي باشد نقش زنان در ادبيات سياسي است. اين نقش از دوره مشروطيت صورتي جدي تر به خود گرفته و زنان در عرصه هاي گوناگون فعالانه حضور پيدا كردند، به گونه اي كه هنوز در تاريخ، نام اين زنان بر زبان ها جاري است. در شعر و ادب هم در چند دهه اخير، بانواني داشته ايم كه پرچمدار ارزش هاي ملي و ديني بوده اند.

کليدواژگان: تاريخ ، تاريخ ادبيات ، زنان ، ادبيات سياسي
   

یکشنبه, 08 اسفند 1395 ساعت 21:37

زن مسلمان و تصوير او در سياست و امپرياليسم خبری

نوشته شده توسط

رشد فزاينده صنعت ارتباطات در سايه پيشرفت بشر در عرصه فناوري، عصر حاضر را به «عصر ارتباطات» تبديل كرده است. فناوري همواره در اختيار صاحبان سرمايه و قدرت قرار داشته و رسانه هاي ارتباطي نيز به صورت ابزاري براي اجراي سياست هاي توسعه طلبانه آنان درآمده اند. جهاني شدن، كه فضاي ارتباطات را درنورديده و رؤياي «دهكده جهاني» را عملي ساخته، اكنون در خدمت پنهان و آشكار به امپرياليسم خبري جهاني، نقش خود را در ابعاد گوناگون زندگي بشري و مسموم ساختن اين فضا آشكار مي سازد. در اين ميانه تصوير تحريف شده رسانه هاي غرب از زن مسلمان به عنوان عنصر سازنده جامعه نگاه برخي از مسلمانان را نيز تحت تاثير قرار داده است.

کليدواژگان: رسانه جمعي ، فمينيسم . امپرياليسم خبري ، سكولاريسم ، رسانه هاي جهاني

نقش محوري زن در فرهنگ و تمدن ايراني، حجاب و پوشش زنان ايراني و وضعيت سياسي ـ اجتماعي زن ايراني از نظر نويسندگان غربي معاصر سه محور اساسي مباحث اين مقاله مي باشند. بدون استثنا، همه مستشرقان بر اهميت نقش زن در ساختن تمدن تاكيد دارند و بسياري از ايشان مي كوشند زنان ايراني را متقاعد به پي روي از فرهنگ غرب نمايند. در قبال حجاب زن ايراني، مواضع متفاوتي از تعريف و تمجيد بسيار زياد تا بدگويي و اهانت به پوشش زن ايراني در نوشته هاي مستشرقان ديده مي شود. همچنين نوعي آشفتگي در نوشته هاي آن ها به وضوح ديده مي شود. آنان نتوانسته اند موضع گيري جمهوري اسلامي را در قبال تشويق زنان ايراني به شركت در عرصه هاي سياست و اجتماع با حفظ شئونات اسلامي توجيه كنند و آن را ناشي از ضرورت حكومت يا نوعي سرپيچي از اصول اوليه انقلاب قلمداد كرده اند.

کليدواژگان: زن ايراني ، فرهنگ ، تمدن ايراني ، مراسم مذهبي ، تحصيل دختران ، جنبش فمينيستي