مقالات

مقالات (2948)

ناخواسته بودن فرزند با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی  از عواملی است که می­ تواند بر سیر رشد طبیعی کودک تأثیر گذاشته، مشکلاتی را به­ بار آورد. برای کودک ناخواسته احتمال بیشتری وجود دارد که در معرض سوءاستفاده، سوءرفتار، غفلت و کودک آزاری قرار گیرد. این مسئله می­ تواند به ­عنوان عاملی در جهت شکل­ گیری رفتارهای فردی و اجتماعی ناهنجار تلقی شود و کودکان را به سوی مشکلات رفتاری و اجتماعی سوق دهد. در این پژوهش تلاش شده که این تأثیرات مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش از نوع پس رویدادی است. جامعه پژوهش خانواده ­های کودکان 6 تا 13 ساله شهر تهران است که گروه نمونه (428 نفر) از کودکان دبستانی شهر تهران به­ صورت تصادفی خوشه­ ای انتخاب شده ­اند. ابزار سنجش شامل پرسشنامه فردی و خانـوادگی، ابزار سنجش خانواده و پرسشنامه کانرز فرم والدین بود که توسط مادران کودکان تکمیل می­ شد. تأثیر خواسته و ناخواسته بودن کودکان بر میزان مشکلات رفتاری آن­ها و نیز کارکرد خانواده ­های­شان توسط آزمون t بررسی گردید.

یافته­ ها حاکی از آن است که در کودکانی که توسط مادران ناخواسته ارزیابی شدند نسبت به کودکانی که خواسته ارزیابی شدند مشکلات رفتاری بیشتر (031/0=p) و کارکرد خانواده پایین­ تر (004/0=p) بود. نتایج پژوهش بیشتر پژوهش­های قبلی را تأیید می ­کند. ارائه راهکارهایی جهت پیشگیری و درمان مشکلات رفتاری و اجتماعی کودکان، مانند آموزش والدین و برنامه­ های مؤثرتر برای جلوگیری از حاملگی­ های بی­ موقع برای کاهش مشکلات مرتبط با ناخواسته بودن ضروری به نظر می­ رسد.

واژگان کلیدی

مشکلات رفتاری کودکان- ناخواسته بودن فرزندان- کودک ناخواسته- کارکرد خانواده

هدف این پژوهش بررسی تأثیر ویژگی­های مادر بر اضطراب جدایی و سطح رشد اجتماعی کودک است. فرض اساسی این پژوهش این است که  میان ویژگی­های دلبستگی، شخصیتی و اضطرابی مادر (به­عنوان عوامل مؤثر بر رفتار مادرانه) با رشد اجتماعی و اضطراب دلبستگی در کودک رابطه وجود دارد. به منظور بررسی این رابطه، ویژگی­های مادر (سبک دلبستگی، ویژگی­های شخصیتی و خصیصه اضطراب) در دو گروه مـادران کـودکان دارای اختـلال اضطـراب  جدایی و مادران کودکان سالم مورد مقایسه قرار گرفت. این پژوهش از نوع مقطعی است و جامعه آماری آن را مادران کودکـان مهـدهای کـودک منطقـه 8تهران تشکیل می­دهند. تعداد نمومه شامل 60 مادر و کودک دارای اختلال اضطراب جدایی و سالم می­باشد. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه­های مقیاس دلبستگی بزرگسال، پرسشنامه شخصیتی میلون 2، اضطراب صفت ـ حالت، مقیاس رشد اجتماعی کودک و ابزار غربالگری اختلال­های هیجانی کودکان استفاده شد. داده­ها با نرم­افزار SPSS و آزمون­های t تست یومن ویتنی، همبستگی و تحلیل رگرسیون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل نشانگر آن بود که دلبستگی ناایمن اضطرابی ـ دوسوگرا، خصیصه اضطراب صفت و برخی ویژگی­های شخصیتی مادر می­تواند پیش­بینی­کننده اضطراب جدایی و سطح رشد اجتماعی کودک باشد.

واژگان کلیدی

دلبستگی- ویژگی های شخصیتی- خصیصه اضطراب- اضطراب جدایی- رشد اجتماعی کودک

اختلالات اتيستيک با شيوع 5 مورد در 10 هزار، استرس بالايي را به والدين وارد می­کند. پژوهش حاضر برای بررسی مشکلات و نيازهای روانی مادران کودکان مبتلا به اختلالات اتيستيک انجام شده است. اين پژوهش به روش کيفی و به وسيلـه مصاحبـه ژرف­نگر (In-depth interview) با 13 نفر از مادران مراجعه­کننده به دو مرکز آموزش و توانبخشی کودکان مبتلا به طيف اختلالات اتيستيک انجام شد. پاسخ­های مادران ثبت و سپس براساس سؤالات پژوهش کدبندی و جمع­بندی شد. يافته ­ها نشان دادند، اکثر مادران به هنگام تشخيص اختلال اتيسم دچار واکنش انکار، سردرگمی، خشم و افسردگی شده­اند. برخی از مادران بـه دليل وجـود بعضـی مشکـلات جسمـی و رفتـاریکودک يا داشتن موارد مشابه در اطرافيان واکنش خفيف­تری داشتند. اکثر مادران معتقد بودند که آموزش و حمايت توسط پزشک تشخيص­دهنده می­تواند نقش مهمی در کاهش مشکلات آن­ها داشته باشد. اکثر مادران به مشکلات ديگری شامل برچسب خوردن کودک و خانواده، مقصر دانستن مادر در شکل­گيری اختلال مقايسه کـودک مبتلا با کودکان عادی و ترديد در تأثير برنامه­های آموزشی نيز اشاره کردند که منجر به کاهش روابط اجتماعی و مشکلات خانوادگی شده بود و تمامی موارد علائم افسردگی را تجربه کرده بودند. اکثر مادران معتقد بودند آموزش برای والدين، برای عموم جامعه و برای پزشکان و کارکنان سيستم مراقبت­های بهداشتی می­تواند در کاهش مشکلات آن­ها مؤثر باشد. هم­چنين پيشنهاد تشکيل گروه­های خوديار، حمايت بيمه از خدمات توانبخشی کودکان مبتلا و حمايت­های اجتماعی را داشتند. بررسی نيازهای مادران به هنگام تشخيص اختلال، پس از تشخيص و پذيرش و سازگاری خانواده با اختلال نشان داد که آموزش و سرويس­های حمايتی نقش مهمی در کاهش مشکلات آن­ها دارد.

واژگان کلیدی

اختلالات اتيستيک- نيازهای روانی- مادران

اين پژوهش به منظور بررسي میزان اثربخشی مداخله متمركز بر هيجان (به شیوه زوجي و فردي) بر كاهش درماندگي رابطه زوج­هاي داراي فرزند با بيماری مزمن انجام شد. نمونه شامل 60 نفر است (36 زن و 24 شوهر) که با اجرای آزمون (DAS) انتخاب و با جايگزيني تصادفي در دو گروه آزمايشي و یک گروه كنترل قرار گرفتند. سپس مداخله متمركز بر هيجان به شیوه زوجي و به شیوه فردي در مورد گروه­هاي آزمايش اجرا شد. برای آزمون فرضیه­های پـژوهش از روش­های آماری تحلیل واریانس، تعقیبی شفه و t مستقل در سطح 01/0 و 05/0 استفاده شد. نتایج نشان داد درمان به صورت معناداري اثربخش بود و توانست درماندگي رابطه را در زنان و شوهران به شیوه فردي و نيز به شیوه زوجي كاهش دهد. هم­چنين اين درمان توانست رضامندي، همبستگي، توافق و ابراز محبت زناشويي را در زنان و شوهران به شیوه فردي و نيز به شیوه زوجي افزايش دهد. به­علاوه اثر بخشي درمان با اجراي فردي (فقط زن) و با اجراي زوجي (زن و شوهر) تفاوت معناداري نداشت و در هر دو شيوه به يك ميزان اثربخش بود.

واژگان کلیدی

مداخله متمركز بر هيجان- درماندگي رابطه- فرزند با بيماری مزمن- زوج درماني- درمان فردي

اهميت نقش شادي در بهداشت رواني، سلامت جسماني، كارآمدي، بهره­وري و مشاركت اجتماعي موجب افزايش توجه محققان حوزه­هاي روان­شناختي، علوم زيستي و علوم اجتماعي به عوامل مؤثر بر شادي شده است. تحيقات تفاوت­هايي را در مورد ميزان و منابع شادكامي زنان و مردان نشان داده­اند. هدف از انجام اين پژوهش، تعيين سهم عوامل مؤثر در شادكامي همسران كاركنان شركت فولاد مباركه بود.نمونه تحقيق شامل 389 نفر بود كه به شيوه تصادفي از بين همسران كاركنان اين شركت انتخاب شدند. ابزارهای تحقيق شامل پرسشنامه شادكامي آكسفورد و پرسشنامه ويژگي­هاي فردي، شغلي و خانوادگي بود. نتايج تحليل همبستگي نشان داد شادكامي در نمونــه مورد بررسی با رضایت زناشویی، خوش­بینی، شادکامی شوهران، حضور در اماکن مذهبی، ایمان قلبی به خدا، تعداد مسافرت سالانه، میزان تماشای تلویزیون، میزان فعالیت هنری، رضایت از زندگی و میزان ورزش هفتگی ارتباط معنادار مثبت و باسابقه بیماری عصبی، سابقه مراجعه به مشاور، سابقه بیماری جسمانی، ارتباط معـنـادار منفي دارد (05/0P<). نتايج تحليل رگرسيون گام­به­گام نيز نشان داد كه هفت متغير رضایت زناشویی، خوش­بینی، شادکامی شوهر، تماشای تلویزیون، سابقه بیماری عصبی، حضور در اماکن مذهبی و میزان مسافرت­های غیرکاری در مجموع 57% شادكامي زنان نمونه مورد بررسی را به­طور معناداري تبيين مي­كند (05/0P<). به­طور کلی اين نتايج بر توجه به اهمیت خانواده و افزایش رضایت زناشویی، خوش­بینی، ارائه خدمات روان­شناختي، گسترش فضاي معنوي و تسهيلات تفریحی به عنوان عوامل مؤثر در شادي تأكيد دارد.

واژگان کلیدی

شادي- شادكامي- رضایت زناشویی- خوش بینی