مقالات

مقالات (2948)

هدف از اين پژوهش بررسي اثربخشي آموزش مهارت­ های حل مسئله درکاهش تمايل به فرار، ميزان تنيدگي، عزت­ نفس و راهبردهای مقابله­ ای دختران نوجوان در معرض فرار مي­ باشد. نمونه اوليه شامل 760 دانش­ آموز دبيرستاني بود كه به ­وسيله نمونه­ گيري تصادفي خوشه­ اي از شهر تهران، مناطق 19،16،15،14،4،2، انتخاب و با پرسشنامه تمايل به فرار مورد ارزيابي قرار گرفتند. از بين اين افراد تعداد 54 نفر از افرادي که دقيقاً بالاي برش با تفاوت دو انحراف استاندارد  بودند، انتخاب و در گروه­ هاي کنترل و آزمايش به­ صورت تصادفي قرار داده شدند. سپس گروه آزمایش به طور ميانگين 10 جلسه تحت آموزش قرار گرفت. بعد از اجراي آموزش­ها، پس­ آزمون روي هر دو گروه آزمایش و کنترل اجرا شد. تحليل نتايج نشان داد كه آموزش مهارت­ های حل مسئله در كاهش ميزان تنيدگي و افزايش عزت­ نفس دختران در معرض فرار تأثير داشته است. در مورد كاهش تمايل به فرار و راهبردهای مقابله­ ای اگرچه كاهش وجود داشته ولي از نظر آماري معنادار نبود.

واژگان کلیدی

تمایل به فرار- مهارت های حل مسئله- تنیدگی- عزت نفس- راهبردهای مقابله ای

هدف از اين تحقيق، بررسي تأثير آموزش برنامه فرزندپروري مثبت بر استرس والدگري مادران کودکان 10-4 ساله مبتلا به اختلال بيش­ فعالي/ کمبود توجه است. بدين منظور از بين مراجعه­ کنندگان به دو مرکز اختلالات رفتاري کودکان و نوجوانان (صبا و رفيده)، 13 کودک مبتلا به ADHD انتخاب شدند. تشخيص قطعي با توجه به ارزيابي متخصص روان­پزشکي اطفال و روان­شناس باليني صورت گرفت. به منظور کنترل تأثير دارو، کودکاني انتخاب شدند که حداقل به مدت 6 ماه تحت درمان با داروي ريتالين قرار گرفته بودند. سپس، مادران کودکان مذکور در 6 جلسه هفتگي و حضوري 120 دقيق ه­اي و 2 جلسه تماس تلفني 15 دقيق ه­اي آموزش گروهي فرزندپروري مثبت شرکت کردند. تحقيق حاضر فاقد گروه گواه بود و جلسات گروه آزمايش با احتساب افت آزمودني با 8 مادر ادامه پيدا کرد. آزمودنی­ ها در 6 مرحله خط پایه 1 (یک هفته پیش ار شروع جلسات آموزشی)، پیش­ آزمون (در اولین جلسه آموزشی)، میان آزمون (پس از چهار جلسه آموزشی)، پس ­آزمون (پس از اتمام جلسات تلفنی) و دو مرحله پی­ گیری هر یک به ترتیب به فاصله 1 و 2 ماه پس از آخرین تماس تلفنی، با استفاده از پرسشنامه تنیدگی والدینی (PSI) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده­ های گردآوری شده از طریق  آزمون تحلیل واریانس (آزمون اندازه­ گیری­ های مکرر) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتايج تحقيق نشان داد که برنامه گروهي فرزندپروري مثبت منجر به کاهش استرس والدگري در قلمرو کودک (008/0=α، 672/33=F) و قلمـرو والـديـن (001/0=α، 539/119=F) شده است و تغييرات صورت گرفته تا 2 ماه پي­گيري نيز هم­چنان باقي­ مانده است. از سوي ديگر، نتايج تحقيق نشان داد که حس صلاحيت و روابط با همسر نيز به­ عنوان دو متغير مداخله­ گر در استرس والدگري، بهبود پيدا کرده است.

واژگان کلیدی

برنامه گروهي فرزندپروري مثبت- تنيدگي والدگري- بيش فعالي/ کمبود توجه

هدف از اين تحقيق، بررسي تأثير آموزش برنامه فرزندپروري مثبت بر استرس والدگري مادران کودکان 10-4 ساله مبتلا به اختلال بيش­ فعالي/ کمبود توجه است. بدين منظور از بين مراجعه­ کنندگان به دو مرکز اختلالات رفتاري کودکان و نوجوانان (صبا و رفيده)، 13 کودک مبتلا به ADHD انتخاب شدند. تشخيص قطعي با توجه به ارزيابي متخصص روان­پزشکي اطفال و روان­شناس باليني صورت گرفت. به منظور کنترل تأثير دارو، کودکاني انتخاب شدند که حداقل به مدت 6 ماه تحت درمان با داروي ريتالين قرار گرفته بودند. سپس، مادران کودکان مذکور در 6 جلسه هفتگي و حضوري 120 دقيق ه­اي و 2 جلسه تماس تلفني 15 دقيق ه­اي آموزش گروهي فرزندپروري مثبت شرکت کردند. تحقيق حاضر فاقد گروه گواه بود و جلسات گروه آزمايش با احتساب افت آزمودني با 8 مادر ادامه پيدا کرد. آزمودنی­ ها در 6 مرحله خط پایه 1 (یک هفته پیش ار شروع جلسات آموزشی)، پیش­ آزمون (در اولین جلسه آموزشی)، میان آزمون (پس از چهار جلسه آموزشی)، پس ­آزمون (پس از اتمام جلسات تلفنی) و دو مرحله پی­ گیری هر یک به ترتیب به فاصله 1 و 2 ماه پس از آخرین تماس تلفنی، با استفاده از پرسشنامه تنیدگی والدینی (PSI) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده­ های گردآوری شده از طریق  آزمون تحلیل واریانس (آزمون اندازه­ گیری­ های مکرر) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتايج تحقيق نشان داد که برنامه گروهي فرزندپروري مثبت منجر به کاهش استرس والدگري در قلمرو کودک (008/0=α، 672/33=F) و قلمـرو والـديـن (001/0=α، 539/119=F) شده است و تغييرات صورت گرفته تا 2 ماه پي­گيري نيز هم­چنان باقي­ مانده است. از سوي ديگر، نتايج تحقيق نشان داد که حس صلاحيت و روابط با همسر نيز به­ عنوان دو متغير مداخله­ گر در استرس والدگري، بهبود پيدا کرده است.

واژگان کلیدی

برنامه گروهي فرزندپروري مثبت- تنيدگي والدگري- بيش فعالي/ کمبود توجه

این پژوهش با بهره ­گیری از مبانی نظری نظریه دلبستگی، به جهت تعیین و تبیین یکی از عوامل احتمالی مؤثر در شکل­دهی تحول دلبستگی طرح شده است. منابع داده­ های موجود، پرسشنامه هوش هیجانی بارـ آن و فرایند موقعیت ناآشنا هستند. صد تن از مادارن کودکان یک­ساله، به منظور تفکیک مادران به دو گروه مادران کودکان ایمن و مادران کودکان ناایمن، همراه با فرزندان­شان در فرایند موقعیت ناآشنا شرکت جسته، به پرسشنامه بار- آن پاسخ دادند. نتایج مبین سه نکته اصلی است: 1) هوشبهر هیجانی مادران کودکان ایمن بیش از گروه مادران کودکان ناایمن است. 2) در میان مؤلفه­ ها، مؤلفه روابط بین فردی تفاوت میانگین بیشتری را نشان داده است 3) در میان خرده مؤلفه ­ها: همدلی، خودآگاهی هیجانی، آزمون واقعیت، شادکامی و تحمل فشار تفاوت بیشتری را در میان دو گروه مادران به نمایش گذارده ­است. در این میان تنها تفاوت میانگین ­های دو گروه در خرده مؤلفه انعطاف­ پذیری مؤید فرض پژوهش نيست. به این ترتیب توانايي مادر در شناخت نيازهاي دلبستگي كودك، مسئوليت­ پذيري، همدلي و سازگاري او با اين نيازها و نيز توانايي او در جهت شناخت هيجان ­هاي خويشتن، مهار و جهت­ دهي مناسب به اين هيجان­ ها و استفاده از توانايي­ هاي ذكر شده در جهت تحمل فشارهاي وارده از سوي مادر در شكل­ گيري و تحول نظام دلبستگي كودك مؤثر مي­ باشد.

واژگان کلیدی

هوش هیجانی- الگوهای دلبستگی- فرایند موقعیت غریبه

این پژوهش با بهره ­گیری از مبانی نظری نظریه دلبستگی، به جهت تعیین و تبیین یکی از عوامل احتمالی مؤثر در شکل­دهی تحول دلبستگی طرح شده است. منابع داده­ های موجود، پرسشنامه هوش هیجانی بارـ آن و فرایند موقعیت ناآشنا هستند. صد تن از مادارن کودکان یک­ساله، به منظور تفکیک مادران به دو گروه مادران کودکان ایمن و مادران کودکان ناایمن، همراه با فرزندان­شان در فرایند موقعیت ناآشنا شرکت جسته، به پرسشنامه بار- آن پاسخ دادند. نتایج مبین سه نکته اصلی است: 1) هوشبهر هیجانی مادران کودکان ایمن بیش از گروه مادران کودکان ناایمن است. 2) در میان مؤلفه­ ها، مؤلفه روابط بین فردی تفاوت میانگین بیشتری را نشان داده است 3) در میان خرده مؤلفه ­ها: همدلی، خودآگاهی هیجانی، آزمون واقعیت، شادکامی و تحمل فشار تفاوت بیشتری را در میان دو گروه مادران به نمایش گذارده ­است. در این میان تنها تفاوت میانگین ­های دو گروه در خرده مؤلفه انعطاف­ پذیری مؤید فرض پژوهش نيست. به این ترتیب توانايي مادر در شناخت نيازهاي دلبستگي كودك، مسئوليت­ پذيري، همدلي و سازگاري او با اين نيازها و نيز توانايي او در جهت شناخت هيجان ­هاي خويشتن، مهار و جهت­ دهي مناسب به اين هيجان­ ها و استفاده از توانايي­ هاي ذكر شده در جهت تحمل فشارهاي وارده از سوي مادر در شكل­ گيري و تحول نظام دلبستگي كودك مؤثر مي­ باشد.

واژگان کلیدی

هوش هیجانی- الگوهای دلبستگی- فرایند موقعیت غریبه