مقالات

مقالات (3404)

چکیده
حداقل نُه گزاره در مساله فتنه بودن زنان در جوامع حدیثی شیعه و سنّی گزارش شده است. این احادیث، به دو گونه کلی، انتساب صریح فتنه به زنان و همنشینی با دیگر فتنه ها قابل تقسیم هستند. تلقی به قبول این متون به عنوان روایت و گزارش آنها در جوامع حدیثی مشهور فریقین، نشانگر یک باور تاریخی به محتوای این روایات در فرهنگ و اندیشه اسلامی است که تاثیرات جدی در نوع نگرش به شخصیت و کارآمدی زن از نگاه اسلامی داشته و در دوره معاصر نزد مستشرقان و فیمینیسم، شبهاتی چون شوم بودن و تحقیر زن را دامن زده است. هر چند از منظر امامیه انتساب قطعی همه این روایات به معصوم، با توجه به نتایج ارزیابی سندی و مبانی کلامی در حجیت سنّت، با موانعی روبروست، اما فی الجمله صدور برخی از آنها، قوت دارد. برابر تاریخ­گزاری اسنادی، زمان­شناسی صدور اکثر این روایات به قرن اول هجری و به طور خاص دوره بعثت رسول خدا (ص) بر می­گردد. شاخص گفتمان این دوره، گذار از فرهنگ جاهلی به فرهنگ اسلامی بوده و شارع اسلامی با رویکردی اصلاحی و احیایی به ترمیم و تصحیح شخصیت زن و تعدیل مناسبات مردان با زنان پرداخته است. این پژوهه با روش تحلیلی ـ انتقادی روایات فتنه بودن زنان را از منظر فراوانی، تاریخ­گزاری، گفتمان­شناسی صدور، اعتبار سنجی مصادر و اسناد، نقد دلالی، تعارض با دیگر روایات به بوته سنجش سپرده است. دستاورد این پژوهه آن است که فتنه دانستن زنان در روایات مساوی با تحقیر یا شوم بودن شخصیت زن نیست و احادیث صرفاً به حساسیت تعامل با زنان و ضریب تاثیرپذیری مردان از آنان اشاره دارند.

چکیده

در جامعه زمینه‌ساز، شرایط لازم برای پذیرش ولایت و حاکمیت حضرت حجت( فراهم است. چنین جامعه‌ای از خانواده‌های کوچک شروع می‌شود و گسترۀ جهان اسلام را دربر می‌گیرد. اما متأسفانه امروزه ساختار و کارکرد خانواده‌ها به گونه‌ای نیست که بتوانند زمینه‌ساز ظهور باشند. امروزه موضوع تحصیل و اشتغال زنان، از جمله عوامل آسیب‌زا در خانواده‌ها به شمار می‌رود. اگرچه فرصت تحصیل برای زنان در شکل‌گیری و پیشرفت جامعه و پرورش نسل‌های منتظر تأثیر دارد، اما در عصر جدید، تحصیل زنان با گسترش فرهنگ غرب در زندگی‌شان همراه شده و آسیب‌های بسیاری به همراه داشته است. گرایش آنان به تحصیلات، سبک زندگی اسلامی را تغییر داده و توسعه حضورشان در مجامع علمی و دانشگاه‌ها، کمابیش منجر به دگرگونی در خانواده شده است؛ در حالی که زنان، در پرورش افراد جامعه رسالت تربیتی دارند و بیش از هر فردی می‌توانند جامعه را در زمینه‌سازی برای ظهور آماده کنند. اما مسئله تحصیل آنان، مانند هر پدیدۀ اجتماعی دیگر، آسیب‌هایی در زندگی به همراه دارد که باید با ارائه راهکارهای مناسب و جامع‌نگر، به کاهش آن‌ها و جهت‌دهی به سمت نقش زنان در زمینه‌سازی ظهور پرداخته شود.

هدف از مطالعه حاضر، بررسی تصورات و کج‌فهمی‌های دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی درباره مفهوم انرژی است. این مفهوم از مفاهیم مرتبط با زندگی روزانه است که پایه و اساس علوم فیزیک، شیمی و زیست شناسی را تشکیل می‌دهد و در اغلب برنامه‌های درسی، یادگیری آن از همان پایه‌های اولیه دوره ابتدایی پیشنهاد شده است. 136 نفر از دانش‌آموزان پسر پایه ششم ابتدایی از دو آموزشگاه دولتی منطقه 14 شهر تهران به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای مرحله‌ای انتخاب شدند و در این مطالعه شرکت کردند. برای گردآوری اطلاعات، از یک آزمون تشخیصی حاوی نه سؤال باز-پاسخ استفاده شده است.پاسخهای دانش‌آموزان در قالب توضیحات داده شده و همچنین شرکت در مصاحبه نیمه ساختار یافته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. برای ارزیابی میزان درک دانش‌آموزان، روش ارزیابی مفهومی به کار رفته است. بررسی پاسخهای داده شده به سؤالهای پرسشنامه نشان داد که دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی کج‌فهمی‌های بسیار در زمینه مفهوم انرژی، ماهیت و ساختار انرژی، تبدیل انرژی، منابع انرژی و مفهوم کار دارند و آموخته‌های آنان در پایه‌های پایین‌تر مانع بروز این کج‌فهمی‌ها نشده است و با وجود اینکه برخی از آنان درک مفهومی از انرژی داشتند، باز هم توجه و دقت کافی در آموزش مفاهیم مرتبط با تبدیل و تغییر انرژی و همچنین منابع انرژی ضرورت دارد. بر پایه این یافته‌ها بازبینی برنامه‌های درسی و مواد آموزشی علوم تجربی دوره ابتدایی، در سازماندهی مفاهیم مرتبط با انرژی و مدل‌سازی آنها در کتابهای درسی نیازمند دقت کافی و توجه ویژه است.

کلید واژگان: تصورات، کج‌فهمی، انرژی، دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی

یکی از مهم‌ترین مسائل تعلیم و تربیت انتخاب محتوای مناسب، به منظور تحقق بخشیدن به اهداف آن است. قصه ­ها، به فراخور شکل  و محتوای خود ظرفیتی مناسب برای  به ثمر رساندن فعالیتهای تعلیم و تربیت دارند. با توجه به اینکه آگاهی انتقادی یکی از هدفهای مهم تربیتی در تعلیم و تربیت رسمی است و صمد بهرنگی یکی از نویسندگان مطرح این زمینه از ادبیات کودکان است، لذا در این مقاله که به روش پژوهش تحلیل محتوا انجام شده، ضمن بررسی ماهیت و ویژگیهای تعلیم و تربیت انتقادی، قصه‌هایی از صمد بهرنگی به صورت هدفمند با هدف شناسایی و تحلیل آنها از نظر ویژگیهایی مانند وضعیت طبقاتی، سرکوب اجتماعی، تشویق آگاهی انتقادی، عمل جمع- محور و نقد باور غیرموجه انتخاب و امکان استخراج مضامین تربیتی- انتقادی بر اساس سه معیار معقولیت، قصدمندی و روشِ ایزرل شفلر بررسی شده است. به طور کلی دو دیدگاه در زمینۀ محتوای قصه ­های بهرنگی وجود دارد که عبارت از پذیرش و رد آنها به منظور بهره­گیری در تربیت انتقادی است. نتایج پژوهش دیدگاهی میانه را پیشنهاد می­کند. دیدگاه میانه آن است که به منظور گنجاندن داستانهای بهرنگی در برنامه ­های پرورش تفکر انتقادی، لازم است برخی از جنبه ­های موجود در داستانها مانند روایت های القایی داستانها، لایه­ های آشکار و پنهان خشونت­ ورزی، رادیکالیزه جلوه دادن شکافهای طبقاتی و کم رنگ بودن گفتگوهای استدلالی جرح و تعدیل شوند.

کلید واژگان: تحلیل محتوا، صمد بهرنگی، تفکر انتقادی، مضامین انتقادی

نوجوانی بحرانی­ ترین و حساس ­ترین دوره زندگی هر انسان است که تکالیف و پیچیدگی های متعدد دارد و فائق آمدن فرد بر این تکالیف تحت تاثیر عوامل گوناگونی مانند خانواده قرار دارد. هدف اصلی از پژوهش حاضر بررسی نقش عملکرد خانواده در تمایزیافتگی ومیزان تجربه بحران هویت در نوجوانان است. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری شامل همۀ دانش آموزان17- 15 ساله مقطع متوسطه شهرستان اردکان استان یزد وتوابع آن است که به روش نمونه­ گیری خوشه ای 370 دانش ­آموز(دختر و پسر) به منظور پاسخ گویی به سه پرسشنامه عملکرد خانواده (FAD)، بحران هویت احمدی و سیاهه تمایز یافتگی خود (DSI-R)انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده­ ها نیز از روش های همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و Tدو گروه مستقل استفاده شده است. یافته­ های به دست آمده نشان دادند که میان عملکرد خانواده و تمایزیافتگی، رابطه مثبت معنادار و میان تمام مؤلفه ­های عملکرد خانواده و مؤلفه"جایگاه من" درتمایز یافتگی، رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین بر اساس یافته­ ها میان پنچ مؤلفه از عملکرد خانواده (ارتباط، نقش، عملکرد کلی، حل مشکل، کنترل رفتار) با مؤلفه"آمیختگی" درتمایزیافتگی، رابطه منفی معنادار وجود دارد و میان عملکرد خانواده و ابعاد آن با میزان تجربه بحران هویت رابطه منفی معنادار وجود دارد و عملکرد خانواده،از طریق مؤلفه ­های "عملکرد کلی و نقشها" قادر به پیش بینی بحران هویت و از طریق مؤلفه"عملکرد کلی" قادر به پیش بینی تمایزیافتگی در نوجوانان است.یافته­ های جانبی پژوهش نشان دادند که دختران نسبت به پسران بحران هویت بیشتری را تجربه می­کنند اما میان دو جنس در تمایزیافتگی، تفاوتی وجود ندارد. از یافته­ های پژوهش می­توان به این نتیجه رسید که عملکرد خانواده می­تواند عاملی مهم و اثرگذار بر میزان تجربه بحران هویت و سطوح تمایزیافتگی فرد در سنین نوجوانی باشد.

کلید واژگان: عملکرد خانواده، بحران هویت، تمایزیافتگی،نوجوان