دوشنبه, 02 اسفند 1395 ساعت 02:37

بررسی احکام فقهی و حقوقی تغییر جنسیت

پیشرفت علم و تکنولوژی هر روز باعث پیدایش پدیده‌های جدیدی می‌شود‎۰ یکی از این پدیده‌ها که در جهان کنونی بروز کرده پدیده‌ای است به نام 'تغییر جنسیت'‎۰ به این معنی که در پرتو پیشرفت علم پزشکی، امروزه پزشکان قادرند که جنسیت بعضی از افراد را تغییر دهند و علائم ممیزی جنسیتی را از شخصی برداشته، علائم و نشانه‌های جنس مخالف را در او قرار دهند‎۰ و از آنجا که جنسیت افراد در زندگی اجتماعی بشر اهمیت فراوانی دارد و آثار و مسائل حقوقی متفاوتی بر آن بار می‌شود، تغییر جنسیت می‌تواند نقش حائز اهمیتی برای فرد ایفا نماید‎۰ بررسی این پدیده نه تنها از دیدگاه علم پزشکی، بلکه به لحاظ مباحث فقهی و حقوقی نیز قابل بحث و بررسی است‎۰ بطوریکه عده‌ای از فقهای معاصر از جمله امام خمینی (ره) این پدیده را از مسائل مستحدثه شمرده به بیان مسائل و احکام پیرامون آن پرداخته‌اند که در این نوشته تلاش شده است ضمن بیان مطالبی پیرامون موضوع و ماهیت مساله به بیان احکام فقهی و حقوقی آن پرداخته شود‎.

منتشرشده در پایان نامه ها
دوشنبه, 02 اسفند 1395 ساعت 01:45

تربیت برای زندگی

هدف از تحقیق حاضر تربیت برای زندگی است. برای نائل شدن به هدف مزبور، نخست، به بررسی مفهوم تربیت از دید گاه اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان پرداخته شد. لذا مشخص گردید که اکثر این اندیشمندان به ابعاد خاصی از زندگی توجه داشته اند. در ادامه، در راستای ارائه یک تحلیل کامل از فرایند تربیت برای زندگی، به تبیین مفهوم زندگی از دیدگاه اسلام پرداخته شد. دراین تحلیل، چهار محور اصلی زندگی انسان: ماهیت زندگی انسان، هدف زندگی انسان، چگونه زیستن انسان، و نتیجه زندگی انسان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. سپس به بررسی مراحل زندگی از دیدگاه اسلام پرداخته شد؛ این مراحل عبارت بودند از: مرحله فعالیت، مرحله حصول قابلیت تعلیم و تادیب، مرحله بلوغ و اوج بلوغ، مرحله اعتدال، مرحله اعتلا، مرحله بزرگسالی و مرحله کهنسالی. در پایان نیز از از ابعاد تربیت برای زندگی بحث گردید. در یک تقسیم بندی کلی، ابعاد تربیت برای زندگی به دو محور کلی: تربیت با هدف رسیدن به اهداف فردی زندگی و تربیت با هدف رسیدن به اهداف اجتماعی زندگی دسته بندی شد. از محورهای بررسی شده در بخش ابعاد فردی عبارت بودند از: تربیت بدن،تربیت غرایز،تربیت جنسی،تربیت روح و روان،تربیت ذهنی،تربیت عاطفی،تربیت جنبه های عالی رشد؛ و از محورهای بررسی شده در بخش ابعاد اجتماعی زندگی عبارت بودند از تربیت اقتصادی،تربیت اجتماعی، تربیت فرهنگی، تربیت سیاسی و تربیت معنوی. شایان ذکر است که پژوهش حاضر از نوع بنیادی - کاربردی می باشد و روش پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی.

منتشرشده در پایان نامه ها

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش طرحواره های مادران در تربیت جنسی دختران نوجوانشان انجام گرفته است. پژوهش به روش کیفی انجام شد. جامعه ی پژوهـش دانش آموزان دختر پایه ی سوم مدارس راهنمایی شهر تهران بوده و گروه هدف (نمونه ی پژوهش) را دختران پایه سوم مدرسه ی راهنمایی X منطقه 3 تهران درسال 1390 ومادران آنها تشکیل می دهند . نمونه گزینی به صورت هدفمند انجام گرفت .ابزار پژوهش ابزاری محقق ساخته است که به شیـوه ی مصاحبه به کار گرفته شد. مصـاحبه با 6 دانش آمـوز و مـادران آن ها انجام و داده ها به روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که طرحواره های مادران مورد پژوهش ، در ابعاد مختلف تربیت جنسی دختران نوجوانشان نقش مهمی ایفا می کند؛ به گونه ای که می تواند یکی از عوامل رضایت یا عدم رضایت از جنس (دختر بودن) آن ها باشد.همچنین طرحواره های مادران ، نقش مهمی در نگرش دختران نوجوانشان نسبت به ازدواج و نقش های جنسیتی دارد. علاوه بر این ، یافته های پژوهش بیانگر آن است که طرحواره های مادران شرکت کننده در پژوهش در نحوه ی پاسخگویی آن ها به پرسش های جنسی دختران نوجوانشان ، نحوه ی برخورد آن ها با بلوغ ایشان و ویژگی های این دوران از جمله میل به ارتباط با جنس مخالف نیز نقش مهمی ایفا می کند. بررسی طرحواره های مادران از این جهت اهمیت دارد که به نوعی بیانگر سبک زندگی آن هاست.با توجه به این که یکی از کارکردهای مهم خانواده تربیت فرزند است و داشتن یک جامعه ی سالم وپویا در گرو تربیت فرزندان شایسته ، برخوردار از اعتماد به نفس و دارای عزت نفس است ، لذا کمک به مادران در راستای شناسایی طرحواره های منفی و ناسازگارشان و یاری رسانی به آن ها به شیوه های مختلف از جمله آموزش با هدف آگاه کردن ایشان از این طرحواره ها و ضرورت تلاش در جهت بهبود آن می تواند گام موثری در پرورش نسل آینده که سازندگان وگردانندگان جامعه ی فرداهستند، باشد.

منتشرشده در پایان نامه ها

چکیده

زنان که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، در دایره ی فقر آسیب پذیرترین قشر می باشند. نیروی کار زنان که برای جبران کاهش درآمد خانواده ی خود و پوشش دادن بیکاری سرپرست خانواده، وارد بازار کار می شوند؛ رقابت فشرده ای در میان بیکاران پدیده می آورند. نویسنده در نوشتار حاضر، به بررسی این مسئله می پردازد که چگونه می توان با کاهش فقر و ایجاد تأمین اجتماعی و امنیت شغلی زنان، به توانمندسازی آنان، یاری رساند. در این راستا، ابتدا به تعریف اصطلاحاتی چون فقر کار، اشتغال و بیکاری پرداخته و انواع آن ها را بیان می دارد. سپس رابطه ی بین فقر و اشتغال در زنان را مورد بحث قرار داده و اطلاعات آماری در این خصوص ارائه می دهد.

منتشرشده در مقالات
یکشنبه, 01 اسفند 1395 ساعت 15:31

زنان و زمان

مقدمه 

نگاه به زمان، طی قرون اخیر، با اختراع و رواج ساعت و در پی آن پیشرفت تکنولوژی تغییر کرده است در دهه کنونی با بالا رفتن سرعت انجام امور و انقلاب ارتباطات، ارزش زمان روز به روز در حال افزایش است. اولین ساعت های مکانیکی حدود قرن سیزدهم میلادی ساخته شد اما قرنها از آنها فقط به صورت تزئینی استفاده می شد و اشخاص وقت خود را با ساعت خورشیدی تنظیم می کردند با تأسیس اولین شبکه حمل و نقل عمومی در قرن هجدهم که طبق جدول زمانبندی شده حرکت می کرد تغییری در این زمینه صورت گرفت...

منتشرشده در مقالات
یکشنبه, 01 اسفند 1395 ساعت 15:22

نقش تربیتی زنان در امر صرفه جویی

چکیده

از آن جا که حیات و بقاء برای همه موجودات و ازجمل انسان به صورت فطری در نهاد او قرار داده شده، برای این امر نیاز هب تهیه غذا و طعام دارد که آنهم میسر نمی شود مگر به تلاش و کوشش او و درنهایت پس از دستیابی و کسب روزی باید که در استفاده و نگه داری آن هااصولی را رعایت کند. نویسنده در این نوشتار، ابتدا به ارزش کار و فعالیت جهت اقتصاد خانواده و جامعه پرداخته و در ادامه واژه های تربیت و صرفه جویی را مورد بحث قرار می دهد. نگارنده در این پژوهش، صرفه جویی را از منظر اسلام تبیین نموده و دو دیدگاه متفاوت درخصوص صرفه جویی را بیان می دارد. درنهایت مقاله را با ارائه راهکارهای عملی جهت جایگزین نمودن اصل صرفه جویی به جای اسراف در محیط اجتماع و خانواده به پایان می رساند.

منتشرشده در مقالات
چکیده
حداقل نُه گزاره در مساله فتنه بودن زنان در جوامع حدیثی شیعه و سنّی گزارش شده است. این احادیث، به دو گونه کلی، انتساب صریح فتنه به زنان و همنشینی با دیگر فتنه ها قابل تقسیم هستند. تلقی به قبول این متون به عنوان روایت و گزارش آنها در جوامع حدیثی مشهور فریقین، نشانگر یک باور تاریخی به محتوای این روایات در فرهنگ و اندیشه اسلامی است که تاثیرات جدی در نوع نگرش به شخصیت و کارآمدی زن از نگاه اسلامی داشته و در دوره معاصر نزد مستشرقان و فیمینیسم، شبهاتی چون شوم بودن و تحقیر زن را دامن زده است. هر چند از منظر امامیه انتساب قطعی همه این روایات به معصوم، با توجه به نتایج ارزیابی سندی و مبانی کلامی در حجیت سنّت، با موانعی روبروست، اما فی الجمله صدور برخی از آنها، قوت دارد. برابر تاریخ­گزاری اسنادی، زمان­شناسی صدور اکثر این روایات به قرن اول هجری و به طور خاص دوره بعثت رسول خدا (ص) بر می­گردد. شاخص گفتمان این دوره، گذار از فرهنگ جاهلی به فرهنگ اسلامی بوده و شارع اسلامی با رویکردی اصلاحی و احیایی به ترمیم و تصحیح شخصیت زن و تعدیل مناسبات مردان با زنان پرداخته است. این پژوهه با روش تحلیلی ـ انتقادی روایات فتنه بودن زنان را از منظر فراوانی، تاریخ­گزاری، گفتمان­شناسی صدور، اعتبار سنجی مصادر و اسناد، نقد دلالی، تعارض با دیگر روایات به بوته سنجش سپرده است. دستاورد این پژوهه آن است که فتنه دانستن زنان در روایات مساوی با تحقیر یا شوم بودن شخصیت زن نیست و احادیث صرفاً به حساسیت تعامل با زنان و ضریب تاثیرپذیری مردان از آنان اشاره دارند.
منتشرشده در مقالات

چکیده

در جامعه زمینه‌ساز، شرایط لازم برای پذیرش ولایت و حاکمیت حضرت حجت( فراهم است. چنین جامعه‌ای از خانواده‌های کوچک شروع می‌شود و گسترۀ جهان اسلام را دربر می‌گیرد. اما متأسفانه امروزه ساختار و کارکرد خانواده‌ها به گونه‌ای نیست که بتوانند زمینه‌ساز ظهور باشند. امروزه موضوع تحصیل و اشتغال زنان، از جمله عوامل آسیب‌زا در خانواده‌ها به شمار می‌رود. اگرچه فرصت تحصیل برای زنان در شکل‌گیری و پیشرفت جامعه و پرورش نسل‌های منتظر تأثیر دارد، اما در عصر جدید، تحصیل زنان با گسترش فرهنگ غرب در زندگی‌شان همراه شده و آسیب‌های بسیاری به همراه داشته است. گرایش آنان به تحصیلات، سبک زندگی اسلامی را تغییر داده و توسعه حضورشان در مجامع علمی و دانشگاه‌ها، کمابیش منجر به دگرگونی در خانواده شده است؛ در حالی که زنان، در پرورش افراد جامعه رسالت تربیتی دارند و بیش از هر فردی می‌توانند جامعه را در زمینه‌سازی برای ظهور آماده کنند. اما مسئله تحصیل آنان، مانند هر پدیدۀ اجتماعی دیگر، آسیب‌هایی در زندگی به همراه دارد که باید با ارائه راهکارهای مناسب و جامع‌نگر، به کاهش آن‌ها و جهت‌دهی به سمت نقش زنان در زمینه‌سازی ظهور پرداخته شود.

منتشرشده در مقالات

والدین به عنوان دارندگان سمت ولایت و حضانت در مقابل فرزندان تکالیفی برعهده دارند که بخشی از این تکالیف مربوط به دوران قبل از تولد و بخشی دیگر ناظر به بعد از تولد است. اهمیت اجتماعی و حقوقی این وظایف و رعایت حقوق فرزندان ایجاب می‌کند که والدین با دقت و احتیاط لازم, رسالت مهم الهی را نسبت به فرزندان انجام دهند. لیکن ممکن است آنان به جهت تقصیر یا قصور نتوانند به تعهدات خود عمل کنند . بدیهی است نقض هر یک از این تعهدات، می‌تواند آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیر مادی و معنوی به فرزندان وارد کند. حال مسأله این است که آیا عدم رعایت هر یک از این تکالیف قانونی و عرفی، موجب مسؤولیت مدنی آنان در برابر فرزندان است؟ به نظر می رسد والدین نیز طبق قواعد عام مسؤولیت مدنی در صورت نقض تکالیف، مسؤول زیان‌های وارده می‌باشند. در عین حال ویژگی های منحصر به فرد روابط والدین و فرزندان اقتضاء دارد که عوامل معاف کننده‌ی خاص مانند ضرورت‌های عرفی، انصاف و ارزش‌های اخلاقی , در کنار عوامل عام، تحقق مسؤولیت و اقامه‌ی دعوا علیه آنان را محدود کند.

منتشرشده در پایان نامه ها

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ادراک سبک‌های فرزندپروری و مذهبی بودن والدین با هوش معنوی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد می‌باشد. به این منظور نمونه‌ای به حجم ‎290 آزمودنی ، از بین دانشجویان دانشگاه فردوسی در مقطع کارشناسی با روش نمونه گیری خوشه‌ای یک مرحله‌ای انتخاب شدند. پرسشنامه سبک‌های فرزندپروری شیفر (‎1965)، پرسشنامه مذهبی بودن والدین گرنکویست (‎1998) و پرسشنامه هوش معنوی ناصری (‎1387) به روش گروهی توسط آزمودنی‌ها تکمیل شد . این پژوهش یک هدف اصلی و چهار هدف فرعی داشت که در قالب ‎5 سوال مورد بررسی قرار گرفت . این سوالات به وسیله آزمون های MANOVA ، MANCOVA ، همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند . نتایج حاصل از اجرای رگرسیون نشان داد که از میان سبک های فرزندپروری ادراک شده و مذهبی بودن والدین ابتدا مذهبی بودن والدین بیشترین پیش بینی کنندگی را برای هوش معنوی فرزندان دارا بود و پس از آن به ترتیب سبک فرزندپروری سهل گیر و سپس سبک فرزندپروری دموکراتیک ، پیش بینی کننده هوش معنوی فرزندان می باشند . دو سبک فرزندپروری مستبد و بی اعتنا پیش بینی کننده هوش معنوی فرزندان نمی باشند (29/23 F=و 0005/0 P<) . همچنین نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که مذهبی بودن والدین با هوش معنوی دانشجویان رابطه مثبت معنی داری را نشان می دهد .

منتشرشده در پایان نامه ها
صفحه1 از175