هدف از مطالعه حاضر، بررسی تصورات و کج‌فهمی‌های دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی درباره مفهوم انرژی است. این مفهوم از مفاهیم مرتبط با زندگی روزانه است که پایه و اساس علوم فیزیک، شیمی و زیست شناسی را تشکیل می‌دهد و در اغلب برنامه‌های درسی، یادگیری آن از همان پایه‌های اولیه دوره ابتدایی پیشنهاد شده است. 136 نفر از دانش‌آموزان پسر پایه ششم ابتدایی از دو آموزشگاه دولتی منطقه 14 شهر تهران به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای مرحله‌ای انتخاب شدند و در این مطالعه شرکت کردند. برای گردآوری اطلاعات، از یک آزمون تشخیصی حاوی نه سؤال باز-پاسخ استفاده شده است.پاسخهای دانش‌آموزان در قالب توضیحات داده شده و همچنین شرکت در مصاحبه نیمه ساختار یافته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. برای ارزیابی میزان درک دانش‌آموزان، روش ارزیابی مفهومی به کار رفته است. بررسی پاسخهای داده شده به سؤالهای پرسشنامه نشان داد که دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی کج‌فهمی‌های بسیار در زمینه مفهوم انرژی، ماهیت و ساختار انرژی، تبدیل انرژی، منابع انرژی و مفهوم کار دارند و آموخته‌های آنان در پایه‌های پایین‌تر مانع بروز این کج‌فهمی‌ها نشده است و با وجود اینکه برخی از آنان درک مفهومی از انرژی داشتند، باز هم توجه و دقت کافی در آموزش مفاهیم مرتبط با تبدیل و تغییر انرژی و همچنین منابع انرژی ضرورت دارد. بر پایه این یافته‌ها بازبینی برنامه‌های درسی و مواد آموزشی علوم تجربی دوره ابتدایی، در سازماندهی مفاهیم مرتبط با انرژی و مدل‌سازی آنها در کتابهای درسی نیازمند دقت کافی و توجه ویژه است.

کلید واژگان: تصورات، کج‌فهمی، انرژی، دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی

یکی از مهم‌ترین مسائل تعلیم و تربیت انتخاب محتوای مناسب، به منظور تحقق بخشیدن به اهداف آن است. قصه ­ها، به فراخور شکل  و محتوای خود ظرفیتی مناسب برای  به ثمر رساندن فعالیتهای تعلیم و تربیت دارند. با توجه به اینکه آگاهی انتقادی یکی از هدفهای مهم تربیتی در تعلیم و تربیت رسمی است و صمد بهرنگی یکی از نویسندگان مطرح این زمینه از ادبیات کودکان است، لذا در این مقاله که به روش پژوهش تحلیل محتوا انجام شده، ضمن بررسی ماهیت و ویژگیهای تعلیم و تربیت انتقادی، قصه‌هایی از صمد بهرنگی به صورت هدفمند با هدف شناسایی و تحلیل آنها از نظر ویژگیهایی مانند وضعیت طبقاتی، سرکوب اجتماعی، تشویق آگاهی انتقادی، عمل جمع- محور و نقد باور غیرموجه انتخاب و امکان استخراج مضامین تربیتی- انتقادی بر اساس سه معیار معقولیت، قصدمندی و روشِ ایزرل شفلر بررسی شده است. به طور کلی دو دیدگاه در زمینۀ محتوای قصه ­های بهرنگی وجود دارد که عبارت از پذیرش و رد آنها به منظور بهره­گیری در تربیت انتقادی است. نتایج پژوهش دیدگاهی میانه را پیشنهاد می­کند. دیدگاه میانه آن است که به منظور گنجاندن داستانهای بهرنگی در برنامه ­های پرورش تفکر انتقادی، لازم است برخی از جنبه ­های موجود در داستانها مانند روایت های القایی داستانها، لایه­ های آشکار و پنهان خشونت­ ورزی، رادیکالیزه جلوه دادن شکافهای طبقاتی و کم رنگ بودن گفتگوهای استدلالی جرح و تعدیل شوند.

کلید واژگان: تحلیل محتوا، صمد بهرنگی، تفکر انتقادی، مضامین انتقادی

نوجوانی بحرانی­ ترین و حساس ­ترین دوره زندگی هر انسان است که تکالیف و پیچیدگی های متعدد دارد و فائق آمدن فرد بر این تکالیف تحت تاثیر عوامل گوناگونی مانند خانواده قرار دارد. هدف اصلی از پژوهش حاضر بررسی نقش عملکرد خانواده در تمایزیافتگی ومیزان تجربه بحران هویت در نوجوانان است. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری شامل همۀ دانش آموزان17- 15 ساله مقطع متوسطه شهرستان اردکان استان یزد وتوابع آن است که به روش نمونه­ گیری خوشه ای 370 دانش ­آموز(دختر و پسر) به منظور پاسخ گویی به سه پرسشنامه عملکرد خانواده (FAD)، بحران هویت احمدی و سیاهه تمایز یافتگی خود (DSI-R)انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده­ ها نیز از روش های همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و Tدو گروه مستقل استفاده شده است. یافته­ های به دست آمده نشان دادند که میان عملکرد خانواده و تمایزیافتگی، رابطه مثبت معنادار و میان تمام مؤلفه ­های عملکرد خانواده و مؤلفه"جایگاه من" درتمایز یافتگی، رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین بر اساس یافته­ ها میان پنچ مؤلفه از عملکرد خانواده (ارتباط، نقش، عملکرد کلی، حل مشکل، کنترل رفتار) با مؤلفه"آمیختگی" درتمایزیافتگی، رابطه منفی معنادار وجود دارد و میان عملکرد خانواده و ابعاد آن با میزان تجربه بحران هویت رابطه منفی معنادار وجود دارد و عملکرد خانواده،از طریق مؤلفه ­های "عملکرد کلی و نقشها" قادر به پیش بینی بحران هویت و از طریق مؤلفه"عملکرد کلی" قادر به پیش بینی تمایزیافتگی در نوجوانان است.یافته­ های جانبی پژوهش نشان دادند که دختران نسبت به پسران بحران هویت بیشتری را تجربه می­کنند اما میان دو جنس در تمایزیافتگی، تفاوتی وجود ندارد. از یافته­ های پژوهش می­توان به این نتیجه رسید که عملکرد خانواده می­تواند عاملی مهم و اثرگذار بر میزان تجربه بحران هویت و سطوح تمایزیافتگی فرد در سنین نوجوانی باشد.

کلید واژگان: عملکرد خانواده، بحران هویت، تمایزیافتگی،نوجوان

هدف اصلی این پژوهش شناسایی مؤلفه­های خلاقیت کودکان پیش­دبستانی و بهره­گیری ازمدلهای پرورش خلاقیت در طراحی وسایل کمک آموزشی است برای اینکه انگیزه کودکان را برای یادگیری حفظ کند تا بتوان از کاسته شدن خلاقیت کودکان در سنین بالاتر پیشگیری کرد.در این مطالعه مقطعی نمونه­گیری از نوع غیر احتمالی تلفیقی شامل ساده و گلوله برفی است. جامعه آماری پژوهش 40 نفر بوده است که ازمنطقه 3 تهران به دلیل دارا بودن بیشترین مراکز آموزشی خلاقانه و مهدکودکهای پیش دبستان انتخاب شده اند.نمونه انتخاب شده شامل کودکان پیش دبستانی و مادران آنان در مراکز آموزشی منطقه 3 تهران در سال 1393 بوده است. ابزارگردآوری اطلاعات شامل مصاحبه با مادران، مشاهده کودکان و ثبت دقیق اطلاعات به روش یادداشت برداری بوده است. همچنین از کودکان آزمونی گرفته شد تا واکنشآنان در ساختن کنج خلاق آزمایش شود. نتیجه حاصل از این مطالعات نشان داده است که بیشتر کودکان با انگیزه بسیار در این گروه سنی به ساخت یک کنج و بازی در آن می­پردازنداما عدم وجود وسایل کمک آموزشی و خدمات مناسب سبب یکنواختی فرآیند یادگیری و خلاقیت می­ شود و انگیزه لازم برای تکرار و تمرین در وسایل موجود وجود نداردP<0.05)). در  این پژوهش مدلی جدید به منظور طراحی وسیله کمک آموزشی برای بروز و پرورش خلاقیت کودکان برای یادگیری از طریق تجربه و بالابردن انگیزه کودکان ارائه شده است.از یافته­های این مطالعه می­تواندر طراحی محیطهای آموزشی کودکان بهره­گیری کرد.

کلید واژگان:خلاقیت، کودکان پیش­دبستانی، طراحی وسیله کمک آموزشی

هدف پژوهش حاضر، مقایسه تاب آوری، احساس تنهایی و خودکارآمدی تحصیلی میان دانش آموزان پسر مقطع دوم متوسطه مدارس شبانه روزی و عادی شهرستان بانه در سال تحصیلی 94-1393 بود.در این پژوهش از روش نمونه ­گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شده است، به این صورت که از میان مدارس مقطع دوم متوسطه شبانه روزی و عادی شهرستان بانه دو مدرسه (یکی شبانه روزی و دیگری عادی) به صورت تصادفی انتخاب و در آن دو مدرسه نیز 200 نفر (هر مدرسه  100 نفر) به روش تصادفی انتخاب شدند.برای گردآوری داده­ها از مقیاسهای تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003)، احساس تنهایی UCLA (راسل، پپلاو و کاترونا، 1980)، خودکارآمدی تحصیلی (مک­ایلروی و بانتینگ، 2002) بهره­گیری شده است. در بخش آمار توصیفی این پژوهش از شاخصهایی مانند میانگین و انحراف استاندارد استفاده شده است. همچنین در بخش آمار استنباطی، برای مقایسه دو گروه (دانش آموزان شبانه روزی و عادی) از نظر تاب آوری، احساس تنهایی و خودکارآمدی تحصیلی، آزمونt مستقل به کار رفته است. نتایج آزمون t مستقل نشان داده است که 1) دانش آموزان مدارس عادی تاب آوری بالاتری نسبت به دانش­آموزان مدارس شبانه روزی دارند 2) دانش آموزان مدارس عادی احساس تنهایی کمتری نسبت به دانش آموزان مدارس شبانه روزی دارند 3) دانش آموزان مدارس عادی خودکارآمدی تحصیلی بیشتری نسبت به دانش آموزان مدارس شبانه روزی دارند.

کلید واژگان:تاب آوری، احساس تنهایی، خودکارآمدی تحصیلی، دانش آموزان مدارس شبانه­روزی و عادی، دوره دوم متوسطه

پژوهش حاضر با هدف طرح وتعیین مدل رابطه والد- فرزندی با میانجیگری ارتباط مؤثر همسران و با بررسی سبک دلبستگی، ویژگیهای شخصیتی، مهارتهای ارتباطیو رضایتجنسی همسران انجام شده است. بر این اساس،260 والد و فرزندشان به روش نمونه ­گیری طبقه ای تصادفیانتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه­های الگوی ارتباط همسران، سبک دلبستگی بزرگسالان، مهارت ارتباطی، پنج عامل شخصیت، رضایت جنسی و روابط والد- فرزندی بود. در طرح حاضرازتحلیل ماتریس کواریانساستفاده شده است. نتایج نشان داده که الگوهای پیشنهادی از برازش خوبی بهره­ مندند و در رابطه با سازه ارتباط مؤثر همسران در گروه مردان، بیشترین اثرمعنادار به ترتیب مربوط به مسئولیت­پذیری، سازگاری، روان­رنجورخویی، مهارتهای ارتباطی و دلبستگی اجتنابی مردان و در گروه زنان، مربوط به روان رنجورخویی، سازگاری، رضایت جنسی، مهارتهای ارتباطی و دلبستگیایمن زنان در رابطه همسریاست. همچنین در رابطه با سازه رابطه والد–فرزندی در گروه پدران، بیشترین اثر معنادار مربوط به سازگاری،دلبستگی اضطرابی وروان­رنجورخویی پدر و در گروه مادران، مربوط به سازگاری، روان­رنجورخویی، دلبستگی اضطرابی و رضایت جنسی در مادراست.

کلید واژگان: رابطه والد فرزندی، سبک دلبستگی، مهارت ارتباطی، ویژگی شخصیتی، رضایت جنسی

سرمایه انسانی مهمترین عامل توسعه و پیشرفت جوامع گوناگون است و نخبگان نقشی تعیین کننده در آن دارند. در 14سال گذشته، 62 درصد از دانش‌آموزان مدال‌آور المپیادی کشور، ترک وطن کرده و به کشور‌هایی چون آمریکا و کانادا کوچیده اند. هدف این نوشتار بررسی رابطۀ تعلق خانوادگی، هویت ملی و پایبندی به ارزشها در میان دانش ­آموزان برتر المپیادی با میزان گرایش مهاجرت در میان آنان بوده است. این بررسی با روشهای توصیفی از نوع پیمایشی به انجام رسیده و برای شناخت ابعاد آن از تحقیقات تاریخی نیز بهره گرفته شده است. حجم نمونه پژوهش با بهره ­گیری از فرمول کوکران، به شیوۀ تصادفی و خوشه‌ای،300 نفر بوده است. تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز با نرم‌افزارهای معتبر و شاخصهای آماری توصیفی و استنباطی و جدولهای توزیع فراوانی و محاسبه درصدها صورت گرفته است. اعتبار پرسشنامه‌ها با دوبار آزمایی و محاسبۀ ضریب آلفای کرونباخ انجام یافته و روایی آنها تأیید شده است. در نهایت در میان انگیزه‌های درونی و بیرونی مهاجرت در جامعه نمونۀ مورد نظر، نقش عوامل اجتماعی – فرهنگی (هویت، خانواده، پایبندی به سنتها و ...) تاثیر بیشتری داشته است. یافته ­های این بررسی نشان داده که در میان دانش آموزان المپیادی که تعلق خانوادگی، هویت ملی و پایبندی به ارزشها از جمله باورهای مذهبی قوی­تر بوده، گرایش به مهاجرت کمتر بوده است. این بررسی از میان نظریه ­های موجود به نظریۀ اجتماعی و فرهنگی و آرای پژوهشگرانی مانند «لی»، «پیکوت»، «براون» و «میر» که مهاجرت را همواره ارادی نمی­دانند  و به کششها و رانشهای مقصد و مبدا توجه می­کنند، نزدیکی بیشتری دارد.

کلید واژگان: دانش آموزان المپیادی، استعدادهای درخشان، گرایش به مهاجرت، خانواده، هویت ملی، ارزشها

 

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان مهارت مثبت اندیشی با مهارتهای اجتماعی در دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهرستان سمنان در سال تحصیلی 95-94 انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهرستان سمنان به تعداد 5774 نفر است که از این میان، با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 361 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه­ های مهارت مثبت اندیشی اینگرام و ویسنیکی(1988) با پایایی 94/0 و مهارتهای اجتماعی ماتسون (1983) با پایایی 86/0 به عنوان ابزار پژوهش مورد استفاده قرار گرفته اند. برای تجزیه و تحلیل آماری، روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به­کار رفت و نتایج نشان داده است که دانش­آموزانی با مهارتهای اجتماعی بالا، مثبت اندیشی بیشتر و با مهارتهای اجتماعی پایین، مثبت­اندیشی کمتری دارند. همچنین تحلیل فرضیات نشان داده که مهارتهای اجتماعی دانش آموزان از طریق مثبت اندیشی آنها قابل پیش بینی است. در بررسی سؤالات هم، میانگین نمرات مثبت اندیشی دانش آموزان به طور معناداری بالاتر از حد متوسط و میانگین نمره­های مهارت اجتماعی دانش آموزان به طور معناداری پایین­تر از حد متوسط به دست آمده است.

کلید واژگان: مهارت مثبت اندیشی، مهارتهای اجتماعی

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀ ذهن آگاهی و ویژگیهای شخصیتی معلمان با خوش ­بینی آموزشی آنان انجام گرفته است. روش این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده است. برای انجام دادن این تحقیق، از میان 900 نفر از دانشجو معلمان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی 148 نفر از معلمان با روش نمونه­ گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق، پرسشنامه خوش ­بینی آموزشی معلمان، پرسشنامه ذهن آگاهی تورنتو و پرسشنامۀ ویژگیهای شخصیتی نئو بود. روشهای آماری مورد استفاده شامل آمار توصیفی (میانگین، درصد فراوانی، روش همبستگی پیرسون) و آمار استنباطی (رگرسیون گام به گام) بوده است. نتایج نشان داد میان مؤلفه­ های ویژگیهای شخصیتی و ذهن آگاهی معلمان با خوش ­بینی آموزشی آنان رابطه معنادار وجود دارد. ذهن آگاهی و ویژگیهای شخصیتی معلمان می­تواند در کل 24 درصد خوش بینی آموزشی معلمان را پیش بینی کند. با توجه به تأثیر و اهمیت خوش ­بینی آموزشی معلمان به عنوان سازه ای تأثیرگذار در پیش­بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری، توجه به ویژگیهای شخصیتی معلمان به عنوان یک پیش نیاز و ملاک ضروری در گزینش و ارزشیابی معلمان از اهمیتی خاص برخوردار است.

کلید واژگان: خوش ­بینی آموزشی، ذهن­ آگاهی، ویژگیهای شخصیتی

در عصر حاضر، دانش آموزان برای رویارویی با تحولات شگفتانگیز هزاره سوم میلادی باید مهارتهای تفکر انتقادی و خلاق خود را به منظور تصمیم­گیری مناسب و حل مسائل پیچیده جامعه بهبود بخشند.هدف این پژوهش تعیین رابطه آموزش مجازی وخلاقیت دانش آموزان دختر دورۀ متوسطه اول مدارس شهر تهران در هزاره سوماست. حجم نمونه براساس جدول کرجسی و مورگان و با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای 400 نفر بوده است. برای گرد‌آوری داده‌ها از پرسشنامه آموزش مجازی و پرسشنامه خلاقیت عابدینی (1372) استفاده شده است. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. داده‌هایپژوهش با آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری موردتجزیهوتحلیل قرار گرفته و نتایج پژوهش نشان دادهکه میان میزان بهره­گیری از فناوری اطلاعات وارتباطاتوخلاقیتو هر یک از مؤلفه‌هایآن (سیالی،بسط،ابتکار،انعطاف‌پذیری) رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. استفاده از آموزش مجازی خلاقیت ومؤلفه‌های سیالی، بسط، ابتکار و انعطاف‌پذیری را پیش‌بینی می‌کند و از لحاظ آماری معنا‌دار است.

کلید واژگان: آموزش مجازی، خلاقیت، هزاره سوم

صفحه1 از96