پایان نامه ها

پایان نامه ها (1304)

هدف از این پژوهش بررسی تربیت و مقایسه آن از دیدگاه دین اسلام و آیین زرتشت برای رسیدن به رستگاری است و بیان می دارد تربیت در دین الهی اسلام می تواند همه افراد جهان را آن طور که شایسته است تربیت نماید ، ضمن آنکه آخرین و کامل ترین و بهترین دین در تأمین سعادت بشری می باشد . از سویی آیین زرتشت شباهت هایی به دین اسلام دارد. این تحقیق در پی یافتن نقاط مشترک و متمایز دین اسلام و آیین زرتشتی در تربیت برای رسیدن به رستگاری است و در گام آخر، سعی دریافتن ریشه و منشأ الهی دین اسلام و آیین زرتشت دارد. روش تحقیق به صورت کتابخانه ای است و جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه متون اسلامی همچون قرآن کریم، نهج البلاغه، تفاسیر قرآنی، گاتاها، اوستا و سایت های اینترنتی و مقالات ذیربط را دربرمی گیرد. بنابر پژوهش حاضر دین اسلام و آیین زرتشت بر اساس متون مقدس مذکور هر دو تربیت را از ابتدایی ترین و اساسی ترین نیازهای زندگی بشری می دانند نه تنها تربیت لازمه جدایی ناپذیری زندگی انسان است،‌ بلکه انسان تنها در پرتو تربیت صحیح می تواند موجودی هدفمند و اندیشه ورز شود و به اهداف و آرمان های خود دست یازیده و قله رفیع سعادت را فتح کند. انسان برای پیمودن راه سعادت و بندگی نیازمند تربیت صحیح می باشد. انسان می تواند به سبب تربیت ، به کمالات انسانی دست یابد یا به پایین ترین مراتب انسانی تنزل کند و از حقیقت وجودی خویش بی بهره بماند. پرداختن به تربیت ، در حقیقت توجه به ضروری ترین امور انسان و جامعه انسانی است. محور تربیت انسان است، یعنی موجودی که هنوز هم بسیاری از دانشمندان بر این باورند که موجودی ناشناخته است و تربیت را همچون حیات ، حق طبیعی و فطری آدمی می دانند. تربیت، فرآیندی آگاهانه و ارادی است و نمی توان همه اجزا و ارکان آن را به امور ناخودآگاه تقلیل داد. منظور از تربیت صرفاً نقل و انتقال سنت های فرهنگی نسل موجود به نسل آینده نیست. برعکس، تربیت در مفهومی فراتر از این سطوح ، نشانه میزان آگاهی نسل موجود از بود و نبودها و نبایدها و علاقه وی به آینده ای بهتر و برتر از این جا و اکنون است. موضوع تربیت پرورش انسان و رشد توانایی ها و ابعاد وجودی و شئون گوناگون اوست. چون ساختار تکوینی انسان پیوسته و ثابت است، هر دینی و آیینی تربیت را با تکیه بر شناخت و پرورش این ساختار می تواند بر باورها و آموزه های دینی و اخلاقی به رستگاری رساند. تربیت اسلامی به پرورش همه جوانب فکری ، عاطفی و جسمی و اجتماعی شخص و سامان دهی رفتار او براساس مبادی و تعالیم اسلامی توجه دارد و اهداف اسلامی در حوزه های مختلف زندگی جاری می شود، تربیت در اسلام رسالتی عملی است که فرد از روی عقل و خرد به آن ایمان آورده و با همه ی افکار و احساس آن را تصدیق کرده است. محور تربیت در زرتشت انسان است و انسان را موجودی اجتماعی تربیت می کند. توجه به تربیت در سایه تعالیم مذهبی است و افراد چنان تربیت می شوند که بتوانند تغییرات و سختی ها را تحمل کنند. هدف کلی تربیت در زرتشت رضایت اهورا مزدا و اجرای احکام اوست. دینها و آیینهای آسمانی ریشه وحیانی دارد و وحی گونه ای آموزش ربانی به رسولان الهی است. پس اساس دین ها و آیین ها به آموزش است. در دین اسلام خداوند باب گفتگو با پیامیر عظیم الشان خود را با بسم الله و با کلمه اقرأ در اهمیت تربیت آغاز می نماید و نخستین اصل در اسلام توجه به تعلیم و تعلم است و به عبارتی اسلام برای تعلیم و تربیت حد و مرز نمی شناسد.

شیوه، سیره، سنت، تربیت از وازه‌های کلیدی این پژوهش است که معانی متعددی و متفاوتی برای آنها ذکر شده است. بدون شک اگر انسان بر اساس تربیت دینی تربیت شود زندگی شیرین و با آرامش همراه خواهد داشت. سیره پیامبر اکرم (ص) الگوی کامل برای انسان است وجامعه‌ای که در سایه پیروی از الگو هم چون پیامبر اکرم رشد وتربیت یابد جامعه ایده آل خواهد بود پیامبر اکرم در تربیت انسان‌ها به ابعاد آن توجه می‌کرد وافراد را برای پرورش همه جنبه آن سفارش می‌کردند آن حضرت در تربیت جامعه از شیوهای وحیانی استفاده می‌کرد. در امر تربیت شیوهای مثبت و منفعی وجود دارد و قرآن به هر دو قسم آن اشاره می‌کنند، شیوه‌های تربیتی پیامبر اکرم? از نظر قرآن وسنت محدود به زمان خاص نیست بلکه قابل گسترش به هر زمان است پیامبر اکرم? دارای شیوهای تربیتی عملی اعم از شیوهای شناختی. عاطفی. ومهارتی است. در بعد شناختی از شیوهای. تفکر. تقویت باورهای دینی. تذکر. داستان. تمثیل وتشبیه و در بعد عاطفی از شیوهای توبه. محبت. احترام. موعظه. بشارت وانذار. تشویق وتنبه و هم چنان در بعد مهارتی از شیوهای مانند. الگو دهی. خود مدیریتی. بازی. رفق ومدارا. عمل صالح. استفاده می‌کردند. قرآن پیامبر اکرم را الگوی کامل در هر زمان برای انسان معرفی کرده است و رفتار پیامبر اکرم? نسبت جامعه ستوده است و او را بعنوان مربی نمونه و دل سوز نسبت به جامعه بشری معرفی کرده است. از دید قرآن وسنت تربیت انسان بر مبنای قرآن و سنت بهترین تربیت است و در تشکیل جامعه نمونه مانند جامعه نبوی و مدینه فاضله موثر است.

قلب انسان جایگاه ایمان و عواطف است، قلبی که خاصیت عبور انوار الهی را به اعضاء و اعمال آدمی داشته، و او را به سوی سعادت هدایت می‌نماید. لذا متربی نیازمند تربیت عواطف خویش بر اساس رهنمودهای مربیان الهی می‌باشد.از این رو در پژوهش حاضر با موضوع تربیت عاطفی در صحیفه علوّیه به بررسی مبانی، اصول، روشها، فنون و اهداف تربیت عاطفی پرداخته شده و به منظور رسیدن به هدف پژوهش از روش توصیفی، تحلیلی و منابع کتابخانه ای استفاده گردیده است. نتایج این پژوهش مبیّن آن است که در خصوص «مبنای وجود محبت انسان و خداوند »به اصل بارور نمودن محبت دو سویه بنده و خداوند وتلاش جهت استمرار و استحکام آن و در مورد «مبنای وجود قابلیت ترس در انسان » اصلهای شناخت ترسهای ممدوح و مذموم و درمان آن و درحیطه « مبنای قابلیت انسان در دریافت خشم و حلم الهی » اصول شناخت عوامل موثر در خشم و بردباری خداوند وخویشتن و در مورد «مبنای وجود استعداد شادی و غم در انسان (شادی پذیری و غم پذیری آدمی)» اصلهای شناسایی شادیها وغمهای ممدوح ومذموم ، علل ودرمان آنها قابل طرح می‌باشند و برای رسیدن به این اصول، روشها و فنون مربوطه نیز هماهنگ با مبانی، از استنتاج و تحلیل مناجاتهای امام در صحیفه علویّه به دست آورده شده و در نهایت پژوهشگر اهداف تربیت عواطف را از جمله نائل شدن به مقام قرب، اُنس، رضا، کمال، هدایت و... را استخراج نموده است . لذا با توجه به نتایج فوق پیشنهاد می‌شود، مربیان ومتولیان درامر تعلیم و تربیت موارد مذکور را راهنمای عمل خویش قرار داده و متربیان خویش را درجهت تربیت عواطف ودست یابی به حیات طیبه راهنما وکمک رسان باشند.

از دیر بـاز تا کنـون، بـا تأسف ریشه‌ی پاره‌ی در خـور نگاهـی از ناهنجارهـای رفتـاری و بزه‌کاری‌ها، حتی در بسیاری از جوامعِ با صبغه‌ی دینی، چگونگی و کیفیت انجام فرایند تربیت فرزند به شمار می‌رود. در این راستا، فرایند پیچیده‌ی تربیت، بیش از اجتماع و محیط‌های آموزشی، باید در آغوش خانواده به عنوان نخستین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی در تعامل با فرزند، جریان پیدا نماید. اما با تأسف ناآگاهی بسیاری از خانواده‌ها و والدین در شرف تشکیل خانواده و نیز نیاموختن چگونه تربیت کردن فرزند، سبب بی‌کفایتی آنان ‌در انجام این مهم شده است. به‌گونه‌ای که با بهره‌گیری از سبک‌‌ تربیتی نادرست، عامل ایجاد کننده‌ی تغییرات نابهنجار، شکل‌گیری غیر اصولی شخصیت فرزند، شکوفا نشدن و یا شکوفایی استعداد وی در جهت منفی و مختل شدن فرآیند اجتماعی او می‌گردند. از این‌رو سبک‌های تربیتی رایج که در این پژوهش به سبک‌های غیردینی توصیف شده‌اند و بر پایه‌ی دیدگاه‌‌های انسانی صورت می‌پذیرند با سبک فرزند پروری دینی که بر پایه‌ی آموزه‌های دین می‌باشد مورد بررسی مقایسه‌ا‌ی قرار ‌گرفته‌اند، تا مشخص شود که کدام سبک بر اساس نظریات جرم‌شناسی کنترل اجتماعی، یادگیری و پیشگیری وضع‌مـدار و فردمـدار مولفه‌هـای بهتر و بیش‌تری برای پیشگیری از بزه‌کاریِ برآمده از تربیت دارند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد، سبک فرزندپروری مسئولانه‌ی دینی مبتنی بر آیات و روایات بهترین روش فرزندپروری است که می‌تواند در پیشگیری از بزه‌کاری فرزندان تربیت شده با این سبک موثر باشد. بر این اساس، راهکار ارائه شده آن است که برای درمان و پیشگیری از بخشی از رفتارهای بزه‌کارانه‌، باید دانش و مهارت فرآیند تربیت (تولید و پرورش فرزند) یا همان سبک تربیتی که فرزندان بر پایه‌ی آن رشد می‌یابند، همگانی گردد و این مهم هم از ‌سوی والدین و هم از سوی نهاد‌های رسمی تربیتی به یک عنوان اولویت مورد توجه قرار گیرد.

تحقیق حاضر با هدف بررسی وضعیت موجود تربیت دینی و آسیب شناسی آن از سه منظر «روش های تربیتی» و «رابطه مربی با متربی» و «محتوای آموزشی» در موسسه نخبگان میثم تمار قم به عنوان یکی از مجموعه های تربیت محور کشور، انجام شده است. جامعه تحقیق فوق شامل کلیه مربیان و متربیان موسسه، مشتمل بر 16 مربی و 114 متربی بوده است که به صورت تمام شماری مورد بررسی قرار گرفته اند. برای بررسی وضعیت موجود و آسیب شناسی تربیت دینی در این موسسه از روش توصیفی – پیمایشی استفاده شده است و ابزار جمع آوری اطلاعات یک پرسشنامه محقق ساخته شامل 25پرسش بسته پاسخ ویژه مربیان و یک پرسشنامه محقق ساخته شامل 16 پرسش بسته پاسخ ویژه متربیان بوده است. روایی این پرسش نامه ها با استفاده از نظرات متخصصان امر (استاد راهنما و متخصصان حوزه علوم دینی) به میزان 81% تعیین شده است. به منظور تعیین ضرایب پایایی پرسشنامه های استفاده شده در این تحقیق، در ابتدا و در مرحله پایلوت، تعداد 20 پرسشنامه در بین متربیان، و تعداد 7 پرسشنامه در بین مربیان جامعه آماری تحقیق، توزیع و جمع آوری گردید و پس از تجزیه و تحلیل داده های این پرسشنامه ها، ضریب پایایی (آلفای کرونباخ) پرسشنامه مربیان برابر با 81 % و ضریب پایایی پرسشنامه متربیان برابر با 2/81 % به دست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده های به دست آمده از پرسشنامه های توزیع شده، از روش آمار توصیفی استفاده شده است. بر اساساس تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده، نتایج زیر حاصل گردیده است: رابطه مربی با متربی در این مجموعه در حوزه «آسیب» ارزیابی شده است. یعنی در دو مقوله « رابطه تبعیض آمیز مربی با متربی» و « ناهماهنگی در رفتار و گفتار مربی» با آسیب هایی از قبیل بدبینی نسبت به مربی، ایجاد روحیه خود بزرگ بینی، الگو برداری منفی از رفتار مربی، ایجاد بی میلی و نفرت نسبت مربی، آموزش ریا و ... روبرو شده است. روش های تربیتی «تنبیه»، «ملامت و سرزنش» و «جدل و مراء» نیز در این مجموعه نیز در حوزه «آسیب» ارزیابی شده که به کارگیری آنها با آسیب هایی مانند بروز لجاجت و کدورت دل، عداوت و دشمنی، از بین رفتن آبرو و ایجاد نفاق و دورویی در متربی و ... همراه بوده است. همچنین در روش ها و محتوای آموزشی نیز تحت سه مقوله « تلقی رسمی بودن و دشواری محتوای آموزشی»، « نظام ارزشیابی ناعادلانه» و« تلقی تفکر منفی نسبت به محتوای آموزشی» با آسیب هایی از قبیل نگرش منفی و بدبینی نسبت به محتوای دینی، یادگیری سوگیری در موضع قضاوت، ایجاد تزلزل در باورهای دینی و... در حوزه تربیت دینی مواجه شده است.