پایان نامه ها

پایان نامه ها (1304)

مروری بر سیر تطو ر اندیشة بشری از تکاپوی مدام او برای دستیابی به حیاتی اخلاقی حکایت می کند؛ تکاپویی که اغلب به دلیل انقطاع از مبدأ وحی، بر سبیل آزمون و خطا ره می‌سپرد و همین افت و خیز مدام، وی را در نیل به تنز ه اخلاقی ناکام می‌گذارد. مشاهدة این ناکامیها در طول تاریخ، روشنگر ضرورت رجوع به مکاتب وحیانی برای نیل به حیاتی انسانی است که در این میان، مکتب تربیتی قرآن به دلیل جامعی ت برخاسته از سر خاتمی ت، از بیشترین اهم ی ت برخوردار است. پژوهش حاضر، با نگاهی قرآنصپژوهانه و با بهرهصگیری از شیوة توصیفی- تحلیلی و روش کتابخانه‌ای و اسنادی، به بررسی مبانی و راهکارهای تربیت اخلاقی در قرآن کریم میصپردازد و از رهگذر تتب ع در آیات، شاهراه اصلی تحق ق بخشی به ارزشهای اخلاقی در عینی ت حیات فردی و اجتماعی را به بحث و گفتگو می‌نشیند. هدف اصلی از این پژوهش، تبیین محور و شاهراه اصلی اصلاح و تربیت اخلاقی در قرآن کریم، ارزیابی برخی دیدگاههای مطرح در این عرصه و بهره‌گیری از رهنمودهای قرآن برای نجات انسان از بحران اخلاقی موجود در جهان معاصر است. از حاصل این پژوهش می‌توان چنین نتیجه گرفت که در مکتب تربیتی قرآن، توحید ناب، یگانه محور اصلی نزاهت روح، و خداگرایی، تنها شاهراه اصلی تربیت اخلاقی است که آدمی را تا برترین مراتب تنز ه اخلاقی اوج می دهد.

شناخت و تحلیل اسماء حسنای خداوند در قرآن کریم از دیر باز مطمح نظر قرآن پژوهان بوده است. در این میان به رویکرد تربیتی اسماء حسنای الهی در پایان آیات کمتر پرداخنه شده است. در این پژوهش که در آن از روش مطالعه کتابخانه‌ای استفاده شده، این رویکرد مورد توجه ویژه قرار گرفته است. نگارنده کوشیده است تا اسماء الهی در پایان آیات را از دو جنبه مورد بررسی قرار دهد: اول انکه نشان دهد بین اسماء الهی در فرجام آیات با مضمون آن آیات ارتباط وجود دارد. دوم آنکه این اسماء دارای نقش تربیتی هستند. از نتایج این پژوهش آن است که اسماء الهی در پایان آیه تعلیل و ضامن آن آیه محسوب می‌شود، دیگر آن که این اسماء هم از جنبه انذار و تبشیر و هم از جنبه الگو برداری رفتاری دارای کارکرد تربیتی برای انسان هستند.

فقه تربیتی به بررسی موضوعات تربیتی از نگاه اجتهادی و فقهی می پردازد و نتیجه ی آن، گزاره های فقهی در زمینه ی تربیت است، که در اختیار حکومت اسلامی برای اجرا قرار می گیرد. منظور از تربیت در این تحقیق صتأدیب و ناظر به ب عد اجتماعی از ابعاد مختلف تربیت است. در دلایل تحلیل وظیفه ی حکومت در عرصه ی تربیت؛ قرآن در چندین آیه از جایگاه تربیت در سیره ی رهبری پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) سخن می گوید، آنچه از روایات استنباط می شود این است که؛ اکثریت مردم، تابع محیط قرار می گیرند و جذب جریان غالب می شوند، در دلیل سیره ی عملی معصومین(علیهم‌السلام) مسئولیت هایی که حاکمان و کارگزاران حکومتی به عهده دارند، همان مسئولیت های پیامبران و جانشینان معصوم ایشان است. در تمام دستورالعمل های حکومتی، تربیت در سایه ی استصلاح (زمینه‌سازی برای اصلاح) اهل آن سرزمین، یک برنامه ی قطعی و لازم بوده است. سازوکارهای صتشویقی و ترغیبی و صانذاری و بازدارنده به عنوان یک نظام انگیزشی، از مهم ترین سازوکارهای تربیتی یک جامعه‌ی دینی است. امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، نهاد حسبه و تقویت روحیه ی گرایش به معنویات از جمله سازوکارهای تشویقی و ترغیبی اند. مجازات های مالی، بدنی، سالب آزادی و روحی؛ سازوکارهای انذاری و بازدارنده را تشکیل می دهند. این تحقیق با روش توصیفی ـ تحلیلی به شیوه ی کتابخانه ای نگاشته شده است.

در این مطالعه نمونه‌ای تصادفی به تعداد ‎۶۰ آزمودنی (‎۳۰ نفر آزمودنی فغختر و ‎۳۰ نفر آزمودنی پسر) در سنین ‎۷ تا ‎۱۲ سال در سه گروه مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل یافته‌ها نشان داد که بین راهبردهای روانی - تربیتی با دارودرمانی تفاوت معناداری وجود دارد. به بیان دیگر راهبردهای روانی - تربیتی در مقایسه با دارو درمانی در بهبود بخشی کودکان ADHD بطور معنی‌داری کارآمدتر است. همچنین راهبردهای روانی - تربیتی در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری کارآمدتر است. دارودرمانی نیز در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری کارآمدتر است. دیگر یافته‌های این پژوهش این است که مشکلات خانوادگی و وضعیت اقتصادی - اجتماعی با اختلال بیش فعالی همبستگی معنی داری دارد. ترتیب تولد با ابتلا به ADHD همبستگی معنی داری دارد. فرزندان آخر، تک فرزندان و فرزندان اول خانواده بیشتر از بقیه فرزندان در خطر ابتلا به ADHD قرار دارند. همچنین مشکلات یادگیری، مشکلات رفتاری و اضطراب با پرتحرکی همبستگی معنی داری نشان داده است. مشکلات روان - تنی با پرتحرکی رابطه معنی داری نشان نداد. یافته‌های این پژوهش در درمان و مداخلات درمانی مربوط به ADHD میتواند موثر واقع شده و در اقدامات بهبودبخشی این کودکان، که ‎۳ تا ‎۵ درصد جمعیت کودکان مدرسه رو را تشکیل میدهند، کاربرد موثری داشته باشد.

این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر تعدیل انتظارات زناشویی و بهبود سرمایۀ روانشناختی مردان متأهل انجام شد. پژوهش از روش شبه آزمایشی است که در آن از پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، مشتمل بر کلیه مردان متأهل مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه فردوسی مشهد می باشد. نمونه مورد نظر شامل 20 مرد بود که به این مرکز مراجعه کرده بدند. لذا روش نمونه گیری این پژوهش، نمونه-گیری در دسترس بود که بعد از انتخاب به صورت گمارش تصادفی در دو گروه کنترل (10مرد) و آزمایش (10 مرد) قرار گرفتند. داده ها به کمک پرسشنامه سرمایۀ روانشناختی لوتانز و همکاران (2007) انتظارات زناشویی امیدوار (1386)، پیش از شروع جلسات در مورد هر دو گروه جمع آوری شد. متغیر مستقل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بود که گروه آزمایش در معرض مداخله 8 جلسه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند. در این مدت بر روی گروه کنترل مداخله ی خاصی انجام نشد. پس از پایان جلسات مجدداً پرسشنامه های سرمایۀ روانشناختی و انتظارات زناشویی در مورد هر دو گروه اجرا شد. سپس با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری (ANCOVA) و چندمتغیری (MANCOVA)، یافته های بدست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث بهبود سرمایه ی روانشناختی اعضای گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل می شود. همچنین، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد منجر به تعدیل انتظارات زناشویی در بین مردان متأهل می شود. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تأثیر بسزایی در سرمایه ی روانشناختی، تعدیل انتظارات زناشویی دارد.