پایان نامه ها

پایان نامه ها (1304)

پژوهش حاضر با هدف بررسی سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی و رابطه آن با معنویت در زنان متاهل صورت گرفته است. جامعه آماری در این پژوهش زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز تفریحی، زیارتی و فرهنگی سطح شهر مشهد هستند. تعداد 384 زن متاهل به روش چند مرحله ای و در دسترس انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای این پژوهش، پرسشنامه سنجش نگرش معنوی، پرسشنامه سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن و پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز می باشند. اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه ها توسط نرم افزار Spss و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین متغیرهای پژوهش رابطه معنادار وجود دارد و از چهار مولفه سرمایه روانشناختی در زنان متاهل، امیدواری (000/0p<) و خودکارآمدی (001/0p<) دارای توان پیش بینی کنندگی معنویت در زنان متاهل می باشند. تاب آوری (87/0p>)، خوش بینی (55/0p>) و سرمایه اجتماعی دارای توان پیش بینی کننده معنویت نبودند. بنابراین می توان از طریق افزایش امیدواری و خودکار آمدی در زنان متاهل معنویت آنان را بهبود بخشید.

پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر افزایش شادکامی و کیفیت زندگی زنان متاهل با سبک دلبستگی نا ایمن انجام شد..با توجه به تاثیرات سبک دلبستگی نا ایمن بر جنبه های مختلف سلامت روانی افراد، بررسی عوامل و مداخلات تاثیر گذار بر بهبود وضعیت روانشناختی افراد با سبک دلبستگی نا ایمن، از اهمیت بسزای برخوردار است. برای این منظور، از جامعه ی زنان متاهلی که به علت مشکلات ارتباطی به مراکز مشاوره شهر مشهد مراجعه کرده بودند و سبک دلبستگی شان نا ایمن بود، نمونه ای به حجم 30 نفر انتخاب شده و در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش 8 جلسه گروه درمانی شناختی- رفتاری را دریافت کردند، اما برای اعضای گروه گواه مداخله خاصی ارائه نشد. برای سنجش میزان شادکامی و کیفیت زندگی آزمودنی ها در مرحله ی پیش آزمون و پس آزمون از پرسشنامه های شادکامی آکسفورد و میفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده گردید و اطلاعات حاصل از این پرسشنامه ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاکی از این بود که شرکت در جلسات گروه درمانی شناختی- رفتاری باعث افزایش شادکامی و کیفیت زندگی زنان متاهل با سبک دلبستگی نا ایمن می گردد.

پژوهش حاضر با هدف اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر باورهای غیرمنطقی و تعهد زناشویی زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان شهرکرد اجرا گردید. این تحقیق به لحاظ روش شبه آزمایشی می باشد که با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. در این تحقیق گروه نمونه که 30 نفر از زنان متأهل که برای حل مشکل به مراکز مشاوره مراجعه نموده اند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. پرسشنامه های تعهد زناشویی و باورهای غیرمنطقی بر روی هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برگرفته از نظریه act قرار گرفت. تعداد جلسات برای درمان این افراد در 8 جلسه 90 دقیقه تنظیم شد و گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نکرد. پس از پایان جلسات درمان گروه آزمایش، هر دو گروه مجددا پرسشنامه ها را تکمیل نمودند. برای بررسی اثربخشی سطوح مداخله اندازه گیری از آزمون کوواریانس استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس کاهش معنی دار باورهای غیرمنطقی و بهبود تعهد زناشویی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل را تحت تأثیر مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد نشان داد. می توان نتیجه گیری کرد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر باورهای غیرمنطقی و تعهدزناشویی تأثیر گذار باشد.

پژوهش حاضر با هدف اثربخشی گروه درمانی شناختی ـ رفتاری هشت مرحله‌ای کش بر بهبود تصویر بدن و تعهد زناشویی در رنان متاهل انجام گرفت. روش : پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه مورد پژوهش کلیه زنان متأهل داوطلب شرکت در گروه درمانی مراجعه کننده به کلینیک دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 92-93 بودند. از بین داوطلبین 16 نفر به عنوان آزمودنی انتخاب و در دو گروه 8 نفری کنترل و آزمایش قرار گرفتند. قبل از اجرای گروه درمانی ابزار پژوهش (پیش‌آزمون) که شامل پرسشنامه چند بعدی خود ـ بدن و تعهد زناشویی آدامز و جونز بود بین آزمودنی‌ها تکمیل گردید. بعد از انجامده جلسه درمانی90 دقیقه‌ای در 5 هفته دوباره ابزار پژوهش توسط آزمودنی‌ها تکمیل گردید(پس آزمون) . یافته‌ها: برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش آماری کوواریانس استفاده گردید.نتایج بدست آمده نشان داد که گروه آزمایش پس از دریافت گروه درمانی شناختی ـ رفتاری کش بهبود معناداری در تصویر بدنی و تعهد زناشویی نسبت به گروه کنترل نشان داد. نتیجه‌گیری: گروه درمانی شناختی – رفتاری کش تأثیر معناداری در بهبود تصویر بدن و بهبود تصویر بدن تاثیر معناداری در افزایش تعهد زناشویی دارد. همچنین نتایج حاکی از این بود که بهبود تصویر بدنی تأثیر معناداری در بهبود تعهد زناشویی دارد.

مقدمه: جستجو و حفظ رابطه با نزدیکان، به‌ویژه همسر یک اصل مهم در تمام طول زندگی است. زوج‌های صمیمی با فراهم نمودن روابط صمیمانه، می‌توانند نقش مؤثری بر ارتقاء بهداشت روانی اعضای خانواده داشته باشند. لذا پژوهش حاضر بر آن شد به بررسی تأثیر زوج‌درمانی مبتنی بر تصویرسازی ارتباطی بر صمیمیت زناشویی زنان متاهل فاقد هویت موفق بپردازد. روش: این پژوهش شبه آزمایشی بود و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. به این منظور تعداد 20 زن مراجعه کننده به کلینیک مشاوره و روانشناسی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه صمیمیت زناشویی تامپسون و واکر، پرسشنامه ابعاد صمیمیت باگاروزی و پرسشنامه هویت بنیون و آدامز است که در مرحله پیش آزمون و پس آزمون توسط آزمودنی‌ها تکمیل گردید. پس از تکمیل پیش آزمون، گروه مداخله هشت جلسه یک ساعت و نیمه تحت درمان تصویرسازی ارتباطی قرار گرفتند. داده‌ها با روش تحلیل کوواریانس توسط نرم افزار SPSS19، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، افزایش معناداری را در صمیمیت زناشویی و پنج خرده مقیاس از هشت خرده مقیاس پرسشنامه ابعاد صمیمیت که عبارتند از: صمیمیت عاطفی، روان‌شناختی، جنسی، جسمی و اجتماعی- تفریحی نشان داد؛ اما در ابعاد صمیمیت، در سه خرده مقیاس صمیمیت عقلانی، معنوی و زیبایی‌شناختی تفاوت معناداری بین دو گروه یافت نشد. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش، می‌توان زوج‌درمانی مبتنی بر تصویرسازی ارتباطی را به‌عنوان روش مؤثری برای افزایش صمیمیت زنان در نظر گرفت و از آن در مراکز آموزشی و مشاوره استفاده کرد.