شنبه, 04 ارديبهشت 1395 ساعت 04:30

راهبردشناسي مديريت بحران در سيره زينب کبري (عليهاالسلام)

نوشته شده توسط

گر بحران را زمان «خطر» يا «نگراني» تعريف کرده و آن را وضعيتي بدانيم که خارج شدن از آن مشکل است، بدون ترديد فضاي دهه 60 هجري قمري از بحراني ترين برهه هاي تاريخ است و مديريت اين بحران، مدل و برنامه جامعي مي طلبيد که در آن بهترين بينش ها و روش هاي اداره و کنترل بحران لحاظ مي شد که ما اين برنامه را راهبردشناسي مديريت بحران مي ناميم. بديهي است در اين برنامه ابتدا بايد موارد بحران شناسايي و سپس، با ترسيم اهداف مورد نظر، شيوه ها و رويکردهاي مقتضي اتخاذ شود. از مهمترين بحران هاي آن عصر مي توان به 1) بحران معرفتي و عقيدتي؛ 2) بحران رفتاري و اخلاقي و 3) بحران روحي و رواني اشاره نمود.

از سوي ديگر، در سيره زينب کبري سلام الله عليها، سه رويکرد راهبردي، قابل استنباط و استخراج است که بحران هاي پيش گفته را هدف قرار داده است: 1) رويکرد تخريبي و تحقيري با هدف رسوايي يزيديان و بني اميه؛ 2) رويکرد تنذيري و تنبيهي با هدف بيداري مردم و تثبيت و تبيين ماهيت قيام حسين (ع)؛ 3) رويکرد تسکيني و دفاعي با هدف کاهش آلام روحي و رواني و حفاظت از قافله حسيني. همچنين، اين مقاله به عوامل بنيادين مديريت بحران در سيره زينب کبري از چهار حيث 1) مبداشناختي 2) هستي شناختي 3) راهکارشناختي 4) شخصيت شناختي اشاره نموده است

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده: حامد پور رستمی
  • منتشر شده در: مديريت فرهنگ سازماني : تابستان 1392 , دوره 11 , شماره 2 (پياپي 28
  • رتبه مقاله: علمی–پژوهشی
خواندن 182 دفعه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید